
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
بیانات حضرت ایت اللَه طهرانی در ادامه مبحث حجیت فعل اولیاء الهی به طور مطلق و خصوصیات مربوط به اشهر ثلاثه(رجب شعبان رمضان)
إشراف عینی اولیاء الهی بر مصالح و مفاسد
4ولی اطلاع امام علیه السلام خودِ حضور است، یعنی همان كسی كه خیلی دقت كنید، اینجا جای دقیقی است ها! دارد این حرف را میزند، باید اگر معترف باشد به ولایت امام علیه السلام، و اگر اطلاع داشته باشد، باید بداند كه كنارش امام ایستاده و دارد نگاه میكند؛ نمیخواهی قبول كنی، حالا فردا كه رفتی در مجلسش به تو خبر میدهد، میگوید من بودم چشم نداشتی ببینی؛ من آنجا حضور داشتم ولی تو داشتی این حرف را میزدی، این حرف نامناسب را میزدی، این كار ناشایست را داشتی انجام میدادی، این عمل خلاف را داشتی انجام میدادی، تو من را ندیدی، نه اینكه من نبودم.
البته مطلب از اینها خیلی بالاتر است، خیلی از اینها بالاتر است، ما دیگر آنقدر آوردیم پایین پایین، كه دیگر خیلی آبكیاش كردهایم، این دیگر كمترین حدّی است كه برای مقام امام بنده دارم تعریف میكنم و الّا الآن شرمنده هستم از اینكه چرا من باید یك همچنین مطالبی را بگویم نسبت به ساحت مقدّس امام علیه السلام؛ اصلا مسئله در یك عالم دیگری است و در یك فضای دیگری است این دیگر كمترینش است. بابا این كار را اولیاء خدا هم انجام میدهند، افراد عادی هم انجام میدهند، این كه چیز مهمی نیست. در همین قم عده بسیاری بودند، بنده خودم خدمت بعضی بزرگان كه میرسیدم خبر میدادند: این چطور است، آن چطور است، این كه مسئلهای نیست.
یك وقت من خدمت یك شخصی رسیده بودم، در راه كه میآمدم، مشغول ذكر یونسیه بودم داشتم میخواندم، چون كه انسان میتواند در بعضی از اوقات، در اوقاتی كه نمیتواند این اذكارش را در سجدهبگوید، میتواند خود را در حالت سجده تصور كند و این اذكار را بگوید، داشتم میخواندم تا رسیدم به منزل یك بزرگی، وقتی وارد شدم، گفت: سلام علیكم! لا إله إلّا أنت، سبحانك إنّی كنت من الظالمین!
خب این معلوم است كه این شخص این مدت بوده و حضور داشته دیگر. خب این بابا یك آدم معمولی بود، این یك آدم عادی بود، نه مقامی داشت، نه رتبهای داشت، حالا درست است كه ما امام را بیاوریم در این سطح و در این حدّ و در این موقعیت قرار بدهیم؟ آخر امام میداند ما چه كار میكنیم؟! اصلا اینها خنده دار است، اصلا اینها برای مقام و مرتبت امام زشت و قبیح است. پس امام علیه السلام وقتی میفرماید این كار را نكن! یا چرا این كار را كردی؟ یا این مسئله انجام میشود، خود امام علیه السلام حضور عینی دارد در آن واقعه و واقعه را در حضور عینی لمس میكند، مسّ میكند، مشاهده میكند، در وجدان خودش این واقعه را میپذیرد و بعد از آن خبر میدهد: آقا نكن این كار را، چرا این كار را كردی؟
