اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

14454
عنوان بصری
نسخه عربی

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

17
  •  می‌دهد. برای من و شما دارد خط زندگی و خط معاشرت و خط همزیستی توحیدی ارائه می‌دهد. این كسی است كه می‌گفت: «یك ساعت از حیات خودم را در ایران بدون اجازه استادم نگذراندم و به یك ساعتش راضی نبودم!» توجه می‌كنید؟ همین‌طوری كه این مطالب گُتره نیامده مثل حرف‌های بقیه! كه صد من یك غاز این مسائل بیاید چیده بشود! خب این‌ها بخاطر چیست؟ این‌ها به خاطر این است كه ما نرسیدیم، به اهمیت مطلب نرسیدیم. به آن لزوم و ضرورت قضیه دسترسی پیدا نكردیم. متوجه این نشدیم كه تك‌تك آن كلماتی كه از دهان مبارك این اولیاء خدا درمی‌آید، هر كدامش برای یك گوشه زندگی ما كارگشا و راهنماست. به این مسئله نرسیدیم، خیال كرده‌ایم این آقا هم مثل آقای بقیه است، كه می‌آیند مسجد و صحبت و این حرف‌ها، خب این هم همین‌طور است دیگر، این هم می‌آید، حالا یا یكی می‌رود بالای منبر و یكی پایین و یكی پشت تریبون و یكی پشت مریبون و از این حرفها و خلاصه خیال كرده‌ایم كه این هم در همان حال و هوا است، فقط، خب این آقا یك خرده بهتر است!

  •  ما به این مسائل توجه نداریم و این مسئله است. لذا می‌فرمایند: وقتی كه انسان می‌خواهد جایی برود. خودشان هم خب همین بود، ما زندگی خودشان را می‌دیدیم، ایشان كه ولی خدا بود دیگر. روزهای جمعه فقط جایی نمی‌رفتند، كسی نمی‌آمد، غذا می‌خوردند، می‌گفتند باید استراحت بكنید، در همه موارد. تا انسان این را انجام ندهد، خب نمی‌فهمد.

  •  بنده خودم در در كربلا خدمت مرحوم حدّاد رضوان اللَه علیه بودم و عده‌ای بودند، خود مرحوم آقا كه خب در مقابل نشسته بودند و ما هم كنار بودیم دیگر، چای می‌گذاشتیم، دم كرده بودیم و چای می‌گذاشتیم برای بقیه و كناری می‌نشستیم. خب افرادی كه در آنجا بودند متفاوت بود. آنها كه قبلا اعلان نمی‌كنند: آی می‌خواهیم الآن این حرف را بزنیم، فردا می‌خواهیم فلان حرف را بزنیم، یك حرف می‌زنند، یك كلمه از لای حرفشان، همان كار آدم را پیش می‌برد. آن‌وقت طرف را نگاه می‌كنیم مثلا سرش یك جای دیگر گرم است، یا مثلا حالت توجه ندارد. او حرف را زد و رفت! تمام شد! كی حرف را گرفت؟ آن كسی كه چهارچشمی دارد نگاه می‌كند، او می‌گیرد! بقیه؟ نه! نگرفتند و رفت، دیگر دوباره معلوم نیست این حرف زده بشود؛ این در آن موقع باید گفته می‌شد.