اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
19نمیكردند؛ حالا خب نتیجهاش چه شد؟ نتیجهاش این است كه هفتاد سال، هشتاد سال، از عمر انسان میگذرد، و وقتی كه انسان یك نگاه به آنها میكند میبیند این همان چهل سال پیش است، همان پنجاه سال پیش است، همان است، در همان حال وهوا و در همان مسائل است.
این قضیه به این نحو باید باشد كه انسان برای غذا، باید حساب و كتاب قرار بدهد. امام علیه السلام میفرمایند: «چیزی را كه اشتها نداری برای چه میخوری؟ نخور! همیشه جوری غذا بخور كه باز میل به غذا در تو هست.» یك وقتی یك طبیب نصرانی آمده بود خدمت امام رضا علیه السلام و عرض كرد: پیامبر شما راجع به مسائل بهداشت هم مطلبی دارد؟ خب نمیشود نداشته باشد! چون روح و بدن، هر دو در ارتباط با یكدیگر در حال حركت و رشد هستند. ما در عالم مثال و بزرخ كه نیستیم كه روح و بدن فیزیكی در آنجا دیگر كارایی نداشته باشد و درگیری نداشته باشد؛ ما در عالم مادّه هستیم. اگر دستوری برای روح است، باید در مقابلش دستوری برای بدن و حفظ سلامت هم باشد. اگر یك دستوری برای ارتقاء و تربیت و تزكیه هست، باید در مقابل مسائلی باشد كه نحوه رسیدن به این مطلب را برای انسان هموار كنند، و الّا مطلب ناقص میماند.
حضرت فرمودند: «بله، پیامبر ما دستور دارند و فرمودهاند:" المعدة بیت كلّ داء و الحمیة رأس كلّ شفاء"1؛ معده، بیت و لانه و خانه همه امراض و بیماریهاست. هر مرضی كه برای انسان پیدا میشود، از معده پیدا میشود. قلبش درد میگیرد، میپرسند: چه خورده است؟ كبدش درد میگیرد، چربی میآورد، بزرگ میشود، میپرسند: چه خورده است؟؛ رودهاش به مسائل و گرفتاریهایی میافتد میپرسند: چه خورده است؟
هرچه شما بخواهید بگویید، باید بینید چه وارد معده شده است؟ چه وارد معده شده؟ لذا میگویند اول غذا این را بخور، آن را نخور؛ این غذا را بخور، آن غذا را نخور. المعدة بیت كلّ داء. خانه همه امراض معده است. اصلا در طب قدیم هم مسئله همین بود، شخصی قلبش درد میكرد میرفتند اول سراغ معدهاش كه معدهاش در چه وضعیتی است، كبدش همینطور، میگفتند: اول باید معدهاش را درست كرد بعد یك دستوراتی میدادند، یك رژیمهایی میدادند یك هفتهای، دو هفتهای، پانزده روزه، وقتی كه از آن رژیمها فارغ میشدند آنوقت سر بیماری بعدی میرفتند.
- اين مناظره در بحار الأنوار، ج ٦٢، ص ١٢٣ بين طبيب نصرانى و على بن حسين واقدى ذكر شده است و متن روايت پيامبر هم عينا در بحار الأنوار، ج ٥٩، ص ٢٩٠ آمده است.

