اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

0
عنوان بصری
عنوان بصری

بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه شعبان

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

3
  • این نوع تمایل به خوردن و ادامه دادن، یك مسئله‌ای است كه از نقطه نظر و دیدگاه تربیتی و تزكیه و ارشادی، مورد مذمت قرار گرفته است. حضرت می‌فرمایند: «فَإنَّهُ یورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ» این موجب كندذهنی می‌شود. خب، این چه جهتی دارد كه اگر انسان حالا بیشتر بخورد، ذهنش كند بشود و از ادراك مطالب بماند؟ چه ارتباطی بین این دو هست؟ چه حلقه‌ای بین این دو مسئله وجود دارد؟ خب آدم حالا یك‌ سوم غذا را اضافه می‌خورد دیگر، حالا فوقش خیلی برایش مسئله ای پیدا بشود، این است كه سنگین می‌شود، خب معده‌اش سنگین می‌شود؛ اما اینكه در فكر او تأثیر می‌گذارد و فكر او را می‌آورد پایین و درك او را كم می‌كند، به این مطلب باید رسید. به این مسئله كه ارتباط بین این دو قضیه چیست باید رسید. وقتی انسان یك چیزی كه اشتها ندارد را بازهم بخورد. دارد سیر می‌شود و معده او دیگر پس می‌زند و اشتها ندارد ولی باز می‌گوید: «دو سه قاشق از آن حلوا هم كه آنجا هست بخورم كه ببینم مثلا ببینم حالا این چه مزه‌ای است؟ حالا سر سفره است دیگر، یا مثلا چطوری درست شده است؟ حالا حلوا را خورد، فرض كنید شله زرد هم آنجا هست، می‌گوید خب حالا این را هم درست كرده‌اند، از اینها هم بخوریم ببینم مزه‌اش چیست؟» ببینید! باز چیزی را كه میل ندارد هی اضافه می‌كند بر آن میزانی كه برای او دیگر كفایت می‌كند، برای سرپا نگه داشتن او دیگر كفایت می‌كند. خب یك همچنین مسائلی هست دیگر.

  • راجع به این قضیه آنطوری كه در نظر بنده می‌آید، مطالبی خدمت رفقا قبلا عرض كردیم و اینكه اصلا اصل تغذیه بر چه اساسی است، آیا ما این دنیا آمده‌ایم كه غذا بخوریم؟ خب گوسفند هم غذا می‌خورد! گاو هم می‌خورد، شتر هم می‌خورد، شیر و پلنگ هم می‌خورند! گیاه‌خوارهایش یك جور، گوشت‌خوارهایش هم یك جور، از ما بیشتر هم می‌خورند، ولیكن ما هیچ توجّهی به آنها نمی‌كنیم و آنها را مورد نظر قرار نمی‌دهیم، می‌گوییم حیوان است دیگر، حیوان دیگر را پاره كرده، حالا می‌خورد. همین است دیگر، خدا اینگونه آن را خلق كرده. یا آن گاوی كه در صحرا می‌رود و شروع می‌كند به علف خوردن، به او تعییر و تعییب نمی‌گیریم بر اینكه چرا این كار را می‌كند؟ خب گاو همین است دیگر، باید علف را بخورد تا اینكه بعد شیر بدهد، اگر علف نخورد خب شیر نمی‌دهد. و امثال ذلك.