اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

14٬622
عنوان بصری

بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه شعبان

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

توضیحات:

بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی‌ فِی‌ الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه شعبان

در حال بارگذاری...
00:00:00
پخش صوت

اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک

9
  • تا وقتی كه انسان زنده است، نفس و روحش با بدنش درگیر است؛ وقتی از دنیا برود این درگیری قطع می‌شود؛ بدن برای خودش می‌افتد و روح نفس هم در جای خودش قرار می‌گیرد. یعنی در همان جایی كه بوده است. ولی وقتی كه این بدن در قید حیات هست، خواهی نخواهی نفس با آن درگیر است، یك مقداری از توانش صرف این بدن می‌شود. سر درد بگیرد، نفس درگیر در سردرد می‌شود؛ دل درد بگیرد، درگیر در دل‌درد می‌شود، قلب درد بگیرد، درگیر در آن می‌شود. هركدام از اعضاء بدن كه مورد آسیب قرار بگیرد، خواهی نخواهی نفس نسبت به او توجه پیدا می‌كند. این توجه نفس نسبت به آن مورد، او را از آن توان كم می‌كند و پایین می‌آورد؛ چون درگیری دارد. وقتی درگیری داشته باشد، نمی‌تواند آن حركت خودش را داشته باشد، آن ارتكاز و توجه را طبعاً نمی‌تواند داشته باشد، یك مقداری صرف این مسئله می‌شود. لذا در اینجا، این قضیه هست كه وقتی انسان اضافه بر آن مقداری كه احساس نیاز می‌كند، غذا بخورد، آن درگیری كه نفس با معده و با جهاز هاضمه پیدا می‌كند، موجب می‌شود كه از توان فكری او كم بشود.

  • لذا شما بعد از یك غذای سیر كه بخورید، می‌بینید یك مسئله ریاضی را نمی‌توانید حل بكنید، فكرتان نمی‌كشد. وقتی كه یك غذای سیر بخورید اضافه بر حد نیاز، كتاب مطالعه می‌كنید، می‌بینید آن دقّت كافی را ندارید، آن تیزی را ندارید، آن حدّتی را كه باید صرف حلّ این مسائل و بیرون آوردن این معانی بشود، می‌بینید آن را از دست می‌دهید؛ این به این علت است است كه نفس الآن درگیر است، درگیر هضم غذاست.

  • این می‌شود چه؟ این می‌شود حماقت. حُمق، یعنی كمبود عقل. این عقل است كه آن تیزی و دقّت را به انسان عطا می‌كند. وقتی كه این مسئله تكرار شد و مرتب غذا پشت سر غذا خورده شد، و تنقلات بعد از تنقلات در حین روز مرتب زیاد شد، كم‌كم كم‌كم آن حالت قبلی، تبدیل به یك حالت بلاهت فعلی می‌شود. آن حالتی كه انسان آن مسائل را وقتی كه به او می‌گفتند، یك مطالبی را می‌فهمید، یك نتایجی خودش به دست‌می‌آورد، یك استنتاجاتی می‌كرد؛ الآن به او بگویند، همین‌طور بر و بر به آدم نگاه می‌كند. این به چه علت است؟ آن حالت عوض شده، آن فهمی كه داشته، تغییر كرده، آن تیزی كه به قول مرحوم آقا كه می‌فرمودند: «روی هوا حرف آدم را می‌زنند!» روی هوا؛ یعنی همین‌طور نگفته می‌رود به آن مسئله می‌رسد، تیز است. وقتی انسان به این حال بیاید، اگر در چشمش هم نگاه بكنی، می‌گوید: چه؟ از آن در هوا زدن و سایر مسائل هم گذشته، آدم در چشمش هم نگاه می‌كند، حرف هم كه می‌زند، او می‌گوید: «عجب! بله بسیار خب.»

/