
تبیین خلوص و ریا و ملاکهای تشخیص آنها
سر رشتۀ اختلاف خواستهای افراد از اختلاف در جنبههای نفسی آنها. ملاک تشخیص خلوص در عمل. بیان حقیقت دنیا. ولایت: یعنی سرسپردگی. دعای من، دعای بندگان صالح توست!. هرچه اخلاص لطیفتر، وسوسۀ شیطان هم لطیفتر!. زندگی گوارا زندگی بدون خوف و حزن است. لذّات این عالم صرفاً جهت انصرا ف ذهن از خوف و حزن. اشکال مصنّف به دیدگاه خیّام و بیان طریق ولایت. حقیقت عیش گوارا در اشعار مولانا. تا انسان به مقام ولایت نرسیده نباید تمنّای مرگ کند!. حقیقت حیات طیّبه از امیرالمؤمنین علیه السّلام در بیان معنای زهد. درخواست امام سجّاد، یاد و رحمت خاصّ پروردگار. بیان معنای ریا و سُمعه، و بودن آنها از مکرهای نفس. ضایع نشدن عمل هیچ عاملی از جانب خداوند. فرق خشوع و خضوع. جواب پیغمبر به جبرئیل و تفاوت آن حضرت با حضرت سلیمان.
تبیین خلوص و ریا و ملاکهای تشخیص آنها
13امّا اگر کسی نفسش طوری بشود که چیزی به او بدهند اضافه نشود، این آب دریا اینقدر زیاد شده که شما مقداری هم به او [آب] بریزید هیچ تغییری حاصل نمیشود، یا مقداری از آن بردارید هیچ تغییری حاصل نمیشود؛ کسی که اینطور بشود این زاهد است!
امیرالمؤمنین علیه السّلام میفرماید: «خدا در قرآن مجید زهد را معنا کرده است، این است که: آنچه از دستتان میرود کِسل نشوید، آنچه به شما میرسد خوشحال نشوید؛ کسی که این دو کار را بکند، این دو طرف و دوبال زهد را گرفته است.»
معنی زاهد این است! زاهدی که در لسان شرع هست یعنی کسی که علاقهاش را از دنیا ببُرد و به حق پیوند پیدا میکند بهطوریکه [برای] امور فانی، غصّه و حزن قرار نمیدهد و به اموری که به او میرسد، شادی و فرح نمیکند.
و أسبَغِ الکَرامة و أتمِّ العَیش؛ «و این عیش من خیلی وسیع باشد در کرامت و بزرگواری و تفضّلی که از جانب تو میرسد! (نه عیشی باشد توأم با ذلّت و نقصان و شکستگی؛ عیشی باشد با کرامت، با سَروری، با بزرگی و با فضیلت!)»
إنَّکَ تَفعَلُ ما تشاء؛ «خدایا، تو هر کاری که میخواهی بکنی، میکنی!»
و لا یَفعَلُ ما یشاءُ غیرُک؛ «غیر از تو هر کس، هر کاری که بخواهد بکند نمیتواند!»
پس چون تو فعّال ما تشاء هستی از تو تقاضا میکنم؛ غیر از تو هم هیچ کار از دستش بر نمیآید ... !
درخواست امام سجّاد، یاد و رحمت خاصّ پروردگار
اللَهمّ خُصَّنی منکَ بخاصَّةِ ذکرِک و لا تَجعَلْ شیئًا ممّا أتَقَرَّبُ به فی آناءِ اللّیلِ و أطرافِ النّهارِ ریاءً و لا سُمعةً و لا اَشَرًا و لا بَطَرًا و اجْعَلنی لک مِن الخاشعین.
«خدایا، از تو تقاضا میکنم مرا از آن افراد خاصّی قرار بده که مورد نظرت هستند! لابد آنجا یک افراد خاصّی مورد نظرت هست (که از آنها یاد خاص میکند)، مرا از آنها قرار بده!)...»
