خلوص و ربا و ملاک های تشخیص آن
15از تو هم که چیزی کم نمیشود که یک دفعه ما را هم جزء آنها قرار بدهی آنوقت دیگر نتوانی آن افرادی را که در نظر داری، آنها را هم به یاد خاصّ خودت در بیاوری، ذهنت شلوغ بشود، مشغول شود، نتوانی چند نفر را در آنِ واحد در ذُکر خود و یاد خود بیاوری؛ اینطورنیستی! تو مثل ما نیستی که اگر به یک چیز محبّت داشته باشیم محبّت به چیز دیگر نمیتوانیم پیدا کنیم، ﴿مَّا جَعَلَ ٱللَهُ لِرَجُلٖ مِّن قَلۡبَيۡنِ فِي جَوۡفِهِۦ﴾؛1 «خدا در دل یک انسان دو تا قلب قرار نداده، یک قلب قرار داده است.»
ولی تو اینطور نیستی؛ تمام این عالم وجود را یکیک میتوانی به ذکر خاصّ خودت اختصاص بدهی! چون حساب از طرف ما با تو دو تاست؛ حساب ما ماهیّت است و امکان است و فقر است و ذلّت است و عجز است و عُجب است و جهل، حساب از ناحیۀ تو گشایش و سعه و بسط و قدرت و علم و حیات و عدم تناهی، و کاملاً صد در صد حساب به عکس است! حالا اگر ما را هم با آن افرادی که نظر خاص به آنها داری و در ذُکر و یاد خاصّ تو هستند ما را هم اختصاص بدهی، خُب این کار را بکن!
بیان معنای ریا و سُمعه، و بودن آنها از مکرهای نفس
«و لا تَجعَل شیئًا ممّا أتقرَّبُ به فی آناءِ اللیلِ و أطرافِ النهارِ ریاءً و لاسُمعةً»
همۀ کارهایی که من میکنم؛ هر کاری که میکنم، نماز میخوانم، روزه میگیرم، صدقه میدهم، مناجات میکنم، گریه میکنم، لباس تشریع میپوشم، حج میروم، جهاد میکنم، این کارهای خوبی که میکنم فی آناءاللیل و اطراف النهار، در تمام اوقات شب و در تمام ساعات روز آن کارهایی را که میکنم و مقصودم تقرّب به سوی توست، منظورم از آن کار تقرّب به توست، نه معاصی، آن کارهای خوبی که میکنم و مقصودم تقرّب است؛ یک کاری بکن که در آن کار، ریا و سمعه و فخر و مباهات و... نباشد! چقدر لطیف میفرماید!
- سوره أحزاب (٣٣) آیه ٤.

