اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان
15این را هم بدانید یك وقت كاری نكنید كه بر خلاف رضای خدا باشدها! وقتی كه انسان به مرتبه عبودیت خودش را تنازل میدهد، دیگر كیفیت اطوار خارجی آنجا نباید در حال او تأثیر بگذارد. این مطلبی كه عرض كردم كه بزرگان نسبت به روزه چه حالی داشتند، این منافاتی با این مطلب ندارد؛ چون احساس این است كه در این حال، روزه مرا به این حال میرساند، من در این ابتهاج هستم. اگر خدا برای من روزه را نخواسته، روزه را نخواسته، بسیار خب!
خود مرحوم آقا [علامه طهرانی] در اواخر حیات خودشان روزه نمیگرفتند؛ اطبّاء منع كرده بودند. ما میرفتیم پیششان افطار میكردیم، میگفتند: سفره را بیندازید! خودشان هم میآمدند مینشستند و میگفتند: ما كه روزه نمیگیریم! اگر سحری نخوریم و افطار هم نخوریم كافر مطلقیم! اقلّا میآییم با شما افطار بكنیم! اگر نخوریم دیگر كافر میشویم!
درست؟ اما حالشان چگونه است؟ تفاوت نمیكند! چون الآن خدا این حال را خواسته، الآن این مسئله را خواسته، ممكن است برای همه پیدا بشودها! خود بنده شاید، بله، بنده كسالتی كه داشتم، پانزده سال بود كه من روزه نمیتوانستم بگیرم؛ حالا الحمدلله چند سالی است كه خداوند توفیق داده، این حالی كه برای انسان در یك همچنین وضعیتی پیدا میشود، و آن انكساری كه هست، یعنی خدایا تو هرچه خیر برای من تقدیر میكنی من به همان رازی هستم؛ سلامتی بدهی، روزه میگیریم، سلامتی ندهی و امر به افطار بكنی، ما همانیم. ممكن است همین، بیش از آن روزه حتی برای انسان یك منافعی داشته باشد، كه در روزه به دست نمیآید!
ببینید! چقدر رحمت خدا گسترده است! خیال نكنید فقط به روزه است: ای داد! ما كه محروم هستیم! ای وای، مؤمنین، رفقا، دوستان دارند روزه میگیرند و ما نمیگیریم. نه! ممكن است سهم آنها از این قضیه حتی بیشتر هم باشد، وقتی كه انسان مطالب را به این كیفیت و با این دیدگاه بخواهد نگاه بكند.

