اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان
16این قضیه را هم بگویم ظاهرا دیگر وقت دارد میگذرد : در سفر حج بودیم، در زمان حیات مرحوم آقا، در همان اوّلین سفر، كه بنده سنّم هنوز به حدود هفده سال نرسیده بود. بله، در سفر بودیم، در مدینه، یكی از افراد از دوستان نبود، ولی خیلی نسبت به مرحوم آقا [علامه طهرانی] اظهار ارادت میكرد. آمد و دستش ناراحتی داشت، اگزما داشت و ناراحت بود از اینكه چند روز دیگر به سمت مكه حركت میكنیم و این هم خب با لباس احرام و این وضعیت، چطور میخواهد اعمال را انجام بدهد؟ آمده بود پیش ایشان، مرحوم آقا یك خندهای كردند و بعد فرمودند كه: مرحوم آخوند ملافتحعلی سلطانآبادی همان كسی بود كه در نجف در سی شب ماه مبارك رمضان، دارند دیگر! یك آیه را سی نوع تفسیر كرد! و امثال مرحوم نائینی و آقاضیاء عراقی و اینها میرفتند در منزل خودش، یك ساعت یا یك ساعت و نیم از افطار كه میگذشت، یك جلسه خصوصی بود و اینها میرفتند آنجا، ایشان شب اول یك آیه را معنا كرد و یك ساعت در اطرافش صحبت كرد، به طوری كه اینها میگفتند تا به حال یك همچنین چیزی ما نشنیده بودیم، یك همچنین تفسیری ما نشنیده بودیم. شب دوم میرفتند، میدیدند ا! عجب! ایشان همان آیه را دوباره خواند و شروع كرد در اطرافش صحبت كردن، اصلا یك مطالب دیگر! اصلا هیچ ربطی به مطالب دیشب نداشت! مربوط به آیه بودها، ولی اصلا با مطالب شب قبل ارتباط نداشت! میگفتند اصلا ما تا به حال یك همچنین چیزی به نظرمان نرسیده بود!
شب سوم همینطور، شب چهارم همینطور، شب پنجم ... تا سی شب! هر شب همین آیه را ایشان میخواند، یك ساعت راجع به آن صحبت میكرد، به طوری كه هیچ ربطی به مطالب شبهای گذشته نداشت، مطلب جدید بود.
یاد این قضیه افتادم كه مرحوم آقا [علامه طهرانی] به من فرمودند در بیمارستان كه بودیم، بیمارستان مشهد، در بخش قلب، سه سال قبل از فوتشان كه من خدمتشان بودم در سیسییو و خود بخش كه آمدند یكی دو هفتهای طول كشید، ما این مثنوی را برده بودیم و گذاشته بودیم آنجا و در وقتی كه ایشان خواب بودند میخواندیم. خب ما مینشستیم و مثنوی میخواندیم.

