اهمیّت و آثار روزه در تکامل انسان
17یك روز ایشان نگاه میكردند، گفتند فلانی آن كتاب آبی چیست آنجا؟ كتاب آبی؟
گفتم: مثنوی!
گفتند: مثنوی؟! به به! خب بخوان برایمان!
هیچی! كارمان درآمد! دیگر ما شروع میكردیم برایشان خواندن و ایراد ما را میگرفتند: نه! اینجا را باید بكشی، این جا را نباید زود تمام كنی، اینجا را اینطوری باید بگویی و در بعضی از فقرات هم میگفتند خب حالا این شعر را معنا كن و بعد هم خب خودشان هم معنی میكردند.
خیلی خلاصه برای ما مغتنم بود آن ایامی كه در آنجا در خدمت ایشان بودیم.
بعد ایشان فرمودند:" این را از من داشته باش، مرحوم استادم، حضرت آقای حداد به من فرمودند كه مرحوم استادشان، مرحوم قاضی به ایشان فرمودند:" كه من هشت بار مثنوی را از اول تا به آخر خواندم هشت بار! ما آیا تا به حال یك دفعه هم خواندهایم؟! من كه نخواندهام! انشاءاللَه خدا توفیق بدهد كه ما بتوانیم از این بحار نعمات و رحمت الهی كه واقعا خزائن اسرار است بهره مند شویم و هر بار یك معنای جدیدی غیر از معنای قبل برای من از این اشعار حاصل میشد." خب این یعنی چه؟ از چه مسئلهای حكایت میكند؟
مرحوم آخوند ملافتحعلی سلطان آبادی، ایشان سیشب ماه مبارك رمضان را در یك آیه تفسیر داشتند و بعد وقتی كه شب آخر ماه مبارك بود، فرمودند: میگویند كه قرآن هفتاد بطن دارد، سی بطنش را به ما دادند، چهل بطنش طلب شما، بروید از هركسی كه بقیهاش را دارد پیدا كنید. ما به سیتا بیشتر نرسیدیم!
خوش به حالشان! سی بطن قرآن را خدا قسمت شخصی بكند! افرادی كه پای این درس بودند، عرض كردم، اعاظم علمای شیعه امثال مرحوم عراقی و مرحوم نائینی و اینها بودند. مرحوم سید جمال گلپایگانی و اینها میرفتند و اینطور استفاده میكردند. آنوقت همین مرحوم آخوند ملافتحعلی، البته حالا این اواخر شاید اختلاف حالات داشتند، ما نمیتوانیم بگوییم در یك حال بوده این قضیه، مرحوم آقا [علامه طهرانی] فرمودند: ایشان وقتی كه میخواهند حركت كنند برای مكّه، ایشان هم ناراحتی پوستی داشتند و این در زمستان عود میكرد، معمولا اگزما اینطور است، در موقع تابستان و خب قدری بهتر میشد. اتفاقا هم موقع حج افتاده بود به زمستان، از كوفه كه میخواستند حركت بكنند، گفتند: خدایا خلاصه در این سفر، این بیماری را از ما بگیر كه ذهن و فكر ما انقدر مشغول این مسائل و این گرفتاریی كه راجع به طهارت و تطهیر اینهاست، نداشته باشیم.

