توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
15اما وقتی كه ماه مبارك تمام میشود، خواهی نخواهی در ارتباط با جامعه قرار میگیرد، جامعهای كه وقتی ماه رمضان تمام شد خود را دیگر از ماه رمضان جدا میكند. جامعه دیگر در ارتباط با مسائل یك جامه عادی به تن میكند: صحبت و بیا و برو و مطالب مختلف و اخبار وتمام این امور همه تغییر پیدا میكند و زندگی یك زندگی روزمرّهای خواهد شد، یك رنگ و یك حال و هوای عادی و روزمره پیدا خواهد كرد، حال انسان هم از بین میرود. یعنی همان حالی كه حتّی برای سالك در اوقات ماه مبارك بوده، آن حال تغییر پیدا میكند و از بین میرود. كمكم آن توجّهی را كه داشته، میبیند سلب شد.
آن حالی كه در نماز دارد، میبیند آن حال تغییر پیدا كرد و آن نورانیت و صفایی كه مشاهده میكرد، را دیگر نمیبیند. این به خاطر از دست دادن موقعیت است؛ یعنی انسان موقعیت خود را از دست میدهد، حال نفس را از دست میدهد، آن اطمینان و سكینه و طمأنینه و استقامت را از دست میدهد.
مرحوم آقا میفرمودند: سالك باید در بعد از ماه رمضان نیز حال ماه رمضان را داشته باشد، و سعی كند كه بماند. یكی از رفقا میگفت من قبل از ماه مبارك خدمت مرحوم آقا رسیدم، ایشان یك دستوراتی راجع به ماه مبارك و روزه و كیفیت روزه كه باید انسان چه تفكری داشته باشد در روزه، چه نیتی داشته باشد، چه كار انجام بدهد، دادند روزه خب انواعی دارد، روزه عام داریم، خاص داریم، خاصّ الخاص داریم، شرایط هركدام را بیان كردهاند. قرآن خواندن در ماه مبارك و تأكیدی كه به آن شده است، و خلاصه آن فضایی كه در ماه مبارك برای انسان پیش میآید، آن فضا را ترسیم كردهاند و ما با این كیفیت وارد ماه مبارك شدیم و بركاتی نصیب ما شد، فیوضاتی به ما رسید و خب حالات و مطالبی برای ما كشف شد. پس از ماه مبارك رفتیم خدمت آقا و گفتیم آقا ای كاش ماه مبارك ادامه پیدا میكرد و ما همان مسئله را داشتیم، الآن اینطور نیست.

