اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه

14953
عنوان بصری
نسخه عربی

توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه

17
  •  است! اصلا تغییری نكرده، همان است! انگار همان است! در همان حال و هوا و در همان فضا و در همان نورانیت و در همان روحانیت.

  •  البته این را هم باید بدانیم كه نه اینكه صد در صدِ صد در صد همان است. همان‌طوری كه خودشان هم می‌فرمودند و از آثار پیداست، ماه مبارك یك خصوصیت خاص به خود را دارد، ولی این حالی كه برای انسان در ماه مبارك پیدا می‌شود، می‌توان گفت آن قسمت مهمش به خود وضعیت انسان برمی‌گردد.

  •  بعد ایشان فرمودند: می‌دانی چرا ماه مبارك در یك هم‌چنین حال و هوایی هستی؟ چون همه مردم در یك هم‌چنین وضعیتی هستند.

  •  قبل از ماه مبارك می‌گویند: دارد ماه رمضان می‌آید، دارد ماه صیام می‌آید. یعنی نفس را برای یك تحوّل توطین و آماده می‌كنند، برای یك تبدّل و یك تغیر، نفس آماده بشود. نفس كه آماده بشود، تصرّف در مثال و ملكوت است، كار انجام می‌دهد!

  •  نفوس افرادی كه در یك مجلس می‌آیند، دارای خصوصیات و اوصاف خاصّی هستند، خب شما می‌بینید فضای این مجلس، یك فضای روحانی، یك فضای نورانی، و یك صفا و یك لطافت خاصی دارد؛ به طوری كه تا انسان وارد می‌شود، می‌بیند؛ حتی اگر افراد هم رفته باشند: معلوم است چه افرادی اینجا بوده‌اند؟

  •  این حال را انسان احساس می‌كند، حالا اگر به جای اینها یك عده دیگری، اهل دنیا، اهل گرانی و ارزانی، اهل زد و بند، اهل این مسائلی كه داریم می‌بینیم بحمداللَه تعالی، همه جا را گرفته، آمده بودند، همین كه اینها بیرون می‌روند، شما هم خبر ندارید چه كسانی هستند، وارد مجلس كه می‌شوید با خود می‌گویید: چرا این‌طوری شدم؟ چرا دلم گرفت؟ چرا قبض پیدا كردم؟

  •  شما كه اینها را ندیدید! ولی تأثیر می‌گذارد! این كه می‌گویند: سالك نباید هر جایی برود، مال همین است. این كه می‌گویند با هركسی نباید صحبت كند، برای همین است.

  •  بنده با یكی از رفقا و دوستان در زمان مرحوم آقا جایی رفته بودم. سه نفر بودیم، وقتی كه وارد محوّطه شدیم خبر نداشتیم كه آنجا كسی دفن شده است، رفته بودیم آنجا یك استراحتی كنیم، كناری نشسته بودیم. یك جایی بود، حتی بقعه هم داشت، بارگاه هم داشت و محل رفت و آمد عدّه‌ای بود، ما رفتیم آنجا بنشینیم، استراحت كنیم یك دفعه دیدیم عجب! چقدر اینجا كدورت دارد! دلمان گرفت! قبض پیدا كردیم و بلند شدیم بیرون آمدیم. وقتی كه آمدیم بیرون، من به آن شخص گفتم: شما ناراحت نشدی؟