
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
4نشسته بودند در محضر مرحوم قاضی و صحبت این شد، مرحوم قاضی فرمودند: چه اشكالی دارد؟، ببینید! یك عارف چگونه به مسائل نگاه میكند. و اگر من بخواهم در اینجا وارد بعضی از مسائل بشوم، خلاصه به خیلی جاها برمیخورد؛ كه در همان زمان چه عدّهای از مخالفین ایشان بودند، آنها با اینگونه مسائل مخالفت میكردند. شخص موقعیتی داشت، مرجعیتی داشت، در میان افراد بنام بود حالا اسم نمیبریم و مخالفت میكردند كه: نه، باید همان خر باشد، همان گاو باشد، همان طویله باشد، همان روائح طیبه!! از اینها باشد، همان خاك باشد. ولی ببینید یك عارف چگونه مسائل را ارزیابی میكند. در میان اینگونه مسائل میآید و میگوید ما باید ببینیم آیا استفاده از این وسائل تسریع در مقصد ما میكند یا نمیكند؟ ببین چه ملاكی به دست انسان میدهد! ببینیم آیا استفاده از این برای راه ما و برای مسیر ما و برای مقصد ما، تسهیل و تسریع میكند؟ ما را نزدیكتر میكند یا نه؟
مرحوم آقا میفرمودند: رفتن زیارت، مثال میزدند رفتن زیارت امام رضا علیهالسلام خیلی خوب است، خیلی مؤكّد است و چقدر انسان میتواند بهره ببرد، سالك چقدر میتواند از این زیارت بهره ببرد. خب برای كسی كه امكانش هست، تمكنش هست، اگر بخواهد سوار ماشین بشود، خب یك روزش صرف این سیر میشود دیگر؛ البته خب در بعضی از موارد حكم فرق میكند ولی به طور عموم یك روز سیر میكند. خب همین را با یك ساعت میرود، بقیه وقت را در حرم میگذراند، در همان مكان میگذراند، در همان فضا میگذراند. این بهتر است یا اینكه بخواهد طول بكشد و این شخص در مسیر بخواهد باشد. البته خب در بعضی موارد تفاوت میكند، حال انسان، موقعیت انسان فرق میكند؛ به طور عموم مسئله اینطور است.
حالا ملاكی كه در اینجا هست، به همین كیفیت است، چرا؟ چون انسان باید از این بدن استفاده كند؛ چون مقید به ارتباط با بدن است، تعلّق به بدن دارد، چارهای ندارد، هنوز در قالب بدن مادّی گرفتار است و با این بدن مادی كار را انجام میدهد و طبعا باید این بدن هم بتواند او را تحمّل كند، و به مسائل او بپردازد. كسی كه میخواهد ذكر بگوید، كسی كه میخواهد ورد بگوید حالا در مسائل ذكر و ورد و كیفیت آن، در آخر حدیث عنوان، امام علیهالسلام مطالبی میفرمایند، در آنجا هم مسائلی هست چگونه میتواند ذكر یونسیه را كه مثلا چهارصد مرتبه هست یا بیشتر یا كمتر، با یك فكر آشفته، فكر كسل، یا یك بیماری و یك درد حالا غیر از آن مواردی كه در اختیار نیست، و خود به خود پیش آمده انجام بدهد؟ و چگونه میتواند فكر خود را متمركز كند؟ و چگونه میتواند همراه با معانی و همراه با مفاهیم یك ذكر شریف، نفس خود را هم به همان طریق و به همان سمت سوق بدهد در حالتی كه دارد از ناراحتی معده رنج میبرد؟ خب فكرش كار نمیكند! خب این شخص اصلا فكرش كار نمیكند، اصلا توجه ندارد، همهاش دنبال این ناراحتیاش است كه كِی این ذكر تمام میشود كه بلند بشود برود قرصش را بخورد، بلند بشود برود دوایش را بخورد. این كه ذكر نشد، این ورد نشد، این توجه در اینجا پیدا نمیشود؛ عرض كردم در مواردی كه خود به خود یك بیماری و یك عارضهای پیش میآید آن یك حساب جدایی دارد، آن را دیگر ما نباید خَلط بكنیم، خود آن بیماری هم جزو برنامه قرار میگیرد و جزو چهارچوبی كه در اینجا برایش ترسیم شده است؛ همانطوری كه امام صادق علیهالسلام به ابیبصیر میفرمایند: ما اهلبیت نعمت خدا را پاس میداریم: در سلامتی شكر میكنیم چون خدا برای ما سلامتی را خواسته و در مرض هم شكر میكنیم چون خداوند برای ما اینچنین تقدیر كرده است.
