
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
5اینطور نیست كه همانطوری كه وقتی از او سؤال كردند در چه حالی هستی؟ میگوید الحمدللّه حال مرض دارم و مریض هستم و خیلی خوشحالم از اینكه خود را در حال مرض میبینم؛ و راست هم بوده، به امام دروغ نگفته، شاید یك همچنین حالی داشته كه احساس میكرده در این حال مرض بهتر میتواند توجّه خود را به خداوند معطوف كند و عوائق ظاهری نتوانسته جلوی توجّه و تمركز او را بگیرد؛ اما در اینجا امام علیهالسلام به او هشدار میدهند كه در هر حالی، باید خودِ آن حال را داشته باشی، نه اینكه بخواهی همیشه این باشد. این حال مرض كه تو میخواهی همیشه باشد غلط است، مسئله را به او بسپار، حال خودت را به خدا بسپار، وضعیت خودت را در اختیار او قرار بده، نه اینكه از او بخواهی تو را همیشه مریض نگه دارد، تو را همیشه زمینگیر نگه دارد، تو را همیشه در حال كسالت و در حال مرض قرار دهد، این غلط است و صحیح نیستزیرا ظهورات پروردگار متفاوت است و چه بسا ابتلا به این مرض برای مدّت محدودی برای تو مفید است، نه بیشتر! بخواهد از آن مرتبه تجاوز كند، دیگر برای تو مفید نیست و موجب انكسار نفس تو خواهد شد؛ و این مسئله بسیار مسئله خطیری است و دیده شده است كه بعضی از اشخاص یا بسیاری از اشخاص به این مسئله مبتلا شدهاند و از راه ماندهاند، زیرا خود را تسلیم رضای خدا نكردند بلكه خود را تسلیم خواست نفس كردند و نفس را در اینجا قرار دادند.
كیف میكند كه مرض دارد و بیمار است. از اینكه با سایر افراد تفاوت میكند، خوشحال است و احساس رضایت میكند؛ اینها همه به نفس برمیگردد دیگر! از اینكه برایش موقعیتی پیش آمده كه نمیتواند مثل سایر افراد از نعمات الهی استفاده كند، در دل خود شاد است، و این یك مسئله خطیری است و در خیلی از مسائل این مطلب بروز پیدا میكند! از اینكه غذای خود را یك غذایی قرار میدهد كه با سایرین تفاوت میكند، احساس شعف برایش دست میدهد! من نان و سبزی میخورم، بقیه دارند پلو و كذا میخورند، كیف میكند كه بقیه غذایشان این است، این غذایش این است. این شیطان است! شیطان سراغش آمده است! همانجا باید پاتك زد و باید گفت: از همان غذا بیاورید!
