
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
توضیحات:
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
6وقتی كه آن غذا را میخورد، نگاه به نفس میكند، میگوید: «دارم مثل بقیه میخورم، خیلی بد شد!» این كه میگوید خیلی بد شد، گیرش همینجا است! اینكه میگوید: عجب، من هم دارم غذای مثل بقیه میخورم، پس من با بقیه چه فرقی میكنم؟ بقیه الآن دارند به من نگاه میكنند، میگویند این آقا كه دارد مثل ما میخورد! شاید بیشتر هم میخورد، چه خبر است؟! من كه باید اینقدر بیشتر نخورم، من كه باید نان و سیب زمینی بخورم! مردم نگاه میكنند! بالاخره باید یك فرقی باشد، من كه میخواهم امر و نهی كنم، باید با بقیه فرقی داشته باشم! مردم ببینند كه من دارم نان و پیاز میخورم و اشك هم دارد از چشمم میآید، مردم خودشان هم دارند میبینند! بَه بَه! حالا چه خوب شد! كیف میكند! خوشحال است كه امشب را در وضعیتی گذراند كه مورد توجّه مردم بود.
این حالتی كه برای نفس پیش میآید، شیطان است. این حالت نمیگذارد كه آن جنبه عبودیت در او بیاید. آنوقت شما میبینید این شخص اگر بخواهد جلو برود، اگر بخواهد حركت كند نمیتواند. خانهای كه میخواهد بگیرد، یك خانهای میخرد كه مثلا یك خُرده گل بالایش مالیدهاند و یك خُرده سنگ هم پایین خانه گذاشتهاند و یك خرده خاك و حصیر هم در آن میگذارد.
عمر مگر چكار میكرد؟ همین كارها را میكرد دیگر، مردم را گول میزد! عمر همین كارها را میكرد. زهد عمر مگر نشنیدهاید؟ همین است! حالا اگر مثلا در یك منزلی برود كه یك وضعیت عادی داشته باشد: تر و تمیز، مرتّب، رنگ تازه داشته باشد، میگوید: نه! مردم میآیند نگاه میكنند و میگویند: او هم كه خانهاش مثل ماست دیگر! دیگر چه امر و نهیی؟ چه حساب و كتابی؟ چه بالا و پایینی؟
ببینید! اینها همه همان گیرهایی است كه یك عارف میآید روی همان دست میگذارد. میآید روی همان قضیه دست میگذارد. حالا اگر در شبهای آتیه اگر خداوند توفیق بدهد من مثالهایی در این زمینه میزنم و مطالبی در این زمینه عرض میكنم.
