
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
توضیحات:
بیان فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِی فِی الرِّیَاضَةِ: فَإیَّاکَ أَنْ تَأْکُلَ مَا لاَ تَشْتَهِیهِ و بیانات و توصیه هایی در رابطه با ماه رمضان
توجه به بدن به عنوان مرکب روح در سلوک الی اللَه
7ما گاهی از اوقات تعجّب میكردیم مثلا در زمان مرحوم آقا ایشان به بعضیها یك دستور خاصّی میدادند: شما برو و فلان كار را انجام بده.
ما میدیدیم خود ایشان این كار را انجام نمیدهند! اصلا معمولشان نیست.
بعد متوجّه میشدیم این شخص در یك گیر و در یك معضلهای قرار گرفته است كه راهش و پاتكش همین دستوری بوده كه ایشان درست در آن موقعیت به او دادهاند. و این برای ما خیلی جالب بود، خیلی عجیب بود. یعنی بدون اینكه چیزی به هم بخورد، بدون اینكه كاری انجام بشود، بدون اینكه نمودی داشته باشد و قضیهای پیش بیاید، خیلی دقیق و خیلی ظریف و خیلی درست مسئله حل میشد.
یك وقت یادم است مثلا از آن طرف نظیرش یك شخصی بود، معمولا در جلسات این شخص را پیش نماز میكردند؛ خب مورد توجه بود، شخص محترمی بود. و همیشه كسی اذان میگفت و یا حتّی اقامه، و ایشان به نماز میایستاد. یك دفعه ما دیدیم كه ایشان گفتند: آقای فلان شما برخیزید اذان بگویید!
آقا ما یك دفعه دیدیم این شخص سیستمش به هم ریخت! همینطور نشست نگاه كرد! گیج شد! یك خرده مكث كرد و بعد گفت:
آقا بنده را فرمودید؟
بله شما را عرض كردم!
میبینید؟! خب اذان مگر چه اشكال دارد؟ اذان امر مستحبّ است كه همه انجام میدادند. مگر ائمه ما اذان نمیگفتند؟ مگر امیرالمؤمنین خودشان در مسجد كوفه اذان نمیگفتند؟ اما الآن همین اذان به شكلی شده كه اگر من بخواهم بگویم، یك حالت سرشكستگی برایم ایجاد میشود. نعوذ باللَه انگار عار باشد كه من بیایم اذان بگویم؟ من باید نماز جماعت بخوانم! افرادی كه نماز جماعت میخوانند، عكسشان را هم میاندازند، یك دفعه میگوییم: آقا امروز اذان ظهر را شما بگو! دست بگذار درِ گوشَت و اذان بگو!
میگوید: ای آقا مگر من مؤذنم؟
چه اشكال دارد؟ مگر مؤذن ایراد دارد؟ مگر امام حسن اذان نمیگفت؟ صدایش را هم همه نمیشنیدند؟ مگر كسانی كه از توی كوچه میگذشتند صدای امام حسن را نمیشنیدند؟ مگر صدای امام سجّاد را نمیشنیدند؟ افرادی كه از داخل كوچه میگذشتند صدای اذان امام رضا را میشنیدند، نماز مغرب، نماز صبح و غیره، اینها اذان میگفتند. مرحوم پدر ما هم آن موقعهایی كه در منزل بودند مثلا و مسجد نمیرفتند اذان میگفتند، نماز صبح اذان میگفتند، نماز مغرب اذان میگفتند، صدایشان هم بلند بود، همه هم میشنیدند، دو تا خانه از این طرف و آن طرف هم میشنیدند.
