مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
15«إنّى لَم أخرُج أشِراً وَ لا بَطِراً وَ لا مُفسِداً وَ لا ظالِماً ولكِن خَرَجتُ لِطَلَبِ الإصلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى»1
آدم ببیند این كلمات چیست؟ من برای طلب اصلاح آمدهام، من هم میتوانستم با نظام بسازم و كنار بیایم و مصالح و منافع و عافیت خود را در نظر بگیرم. میتوانستم، ولی این كار را نكردم. آمدم تا عدل را به پا دارم، نه اینكه عدل را بمیرانم. آمدم تا صدق را اعلام كنم، نه اینكه كذب را به جای صدق بنشانم. آمدم این كار را انجام بدهم.
خب طبعا درگیری میشود. آن طرف آمادگی ندارد. او نمیآید این كار را انجام بدهد. در واقعه كربلا امام علیهالسلام آمد سیاست را به دنبال دیانت گذاشت، نه اینكه دیانت را به دنبال سیاست بگذارد. قضیه این بود.
معاویه نه، معاویه میآید اصل را بر سیاست قرار میدهد، اصل را بر حكومت قرار میدهد، اصل را بر آن مطامع خودش قرار میدهد، اصل را بر بقاء خودش قرار میدهد و بعد به دنبال او، آن دیانت خود را میآید توجیه میكند. به جای صدق دروغ میگوید، به جای صفا حیله، به جای صداقت تقلّب و چپاول و امثال ذلك. دیانت را به دنبال و در زیر مجموعه سیاست قرار میدهد.
این كه گفته میشود دین عین سیاست است و سیاست عین دین، این غلط است. سیاست در زیر مجموعه دیانت است، نه اینكه مساوی است. یعنی اوّل باید دیانت و آنچه كه خدا و رسول و ائمّه فرمودهاند، مدّ نظر قرار بگیرد و بعد بر آن اساس سیاست و تدبیر امور به آن جهت باید سوق داده بشود. آنوقت این میشود مجلس ذكر و مجلس احیای دین.
امام صادق كه میفرمایند: خدا رحمت كند كسی كه نالهای برای جدّ ما بكند، خدا رحمت كند كسی كه برای جدّ ما گریه كند، خدا رحمت كند كسی كه بگریاند، یعنی فقط همین؟ بنشینیم و گریه كنیم و سینه بزنیم و اینها؟!
- لمعات الحسين، ص ١٦.

