مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
17باشد، آن چیزی كه آمد و حرّ را نجات داد، ادبش بود. پس ادب خیلی مهم است!
این قضایا و امثال این قضایا ...
و حرّ آمد و جلوی حضرت را گرفت و آب دادند و چه كردند و بعد هم ...
برود به دنبالش. به لمّیت قضایا برسد. وقتی كه قضیه حرّ را میشنود، وقتی كه قضیه زهیر بن قین را میشنود، كه زهیر بن قین وقتی كه آمد و خیام خودش را جدای از سیدالشهداء قرار میداد، آن زمانی كه امام حسین حركت میكرد. او توقف میكرد و آن زمانی كه حضرت نزول میكردند آن زمان حركت میكرد تا اینكه برخورد نكند، چه باعث شد كه این زهیر كه میترسید از برخورد و خائف بود از ملاقات با سیدالشهداء، آمد و چنان دست از همه چیز برداشت از دنیا و مال و منال و اینها برداشت و آن را به عیالش بخشید و آمد خود را در خیمه امام حسین قرار داد.
متوجّه باشد كه برای رسیدن به سیدالشهداء خلاصه نباید آدم چیزی برای خودش بگذارد. اگر بگذارد، نمیتواند در آن خیمه برود. نمیتواند در آن خیمه وارد بشود. هركس! یكی پول دارد، یكی مال دارد، یكی شخصیت دارد، یكی علم دارد، یكی رفیق و مرید و از این حرفها دارد، هرچه بخواهی برای خودت بگذاری از كیسهات رفته و فایدهای ندارد. و باید به این موضوع توجّه كرد كه چرا عیال او آمد به جای اینكه تحت احساسات قرار بگیرد و بیشتر مانع بشود: نه نه نه نروی یك وقتی! این پیغامی كه آمد از طرف سیدالشهداء امام حسین، یك وقت نروی جواب بدهی، خب معلوم است حضرت پیغامش چیست، خب معلوم است، یك وقت نروی!
نه! خودِ زنش دارد هلش میدهد! میگوید نشستهای اینجا داری چه كار میكنی چرا مثل دیوار همینطوری نگاه میكنی؟ چه شده؟ خب پیغام است، بلند شو برو! نمردهای كه! بلند شو ببین چیست؟ حضرت چه میگوید؟ خب گوش داری عقل داری فهم داری خب بفهم.

