مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
6آن منبری دوم آمد و خب ایراد كه نمیتواند بگیرد شروع كرد در حرفهایش یك چیز پشمكی كه اصلا چیزی نبود درآورد و شروع كرد همان را گرفتن و اینكه این فرد اشتباه میكند و ای كاش بود و سخنان ما را میشنید و ای كاش بود! حالا كه چه؟! كاملا معلوم بود كجایش دارد درد میكند! چون رفته بود و یك خرده صحبت نیشدار كرده بود، این هم میخواست یك آتو پیدا كند، خب خیلی برخورد! به خیلیها برخورد! به خیلی از بزرگان برخورد، به خیلی از افراد آن زمان برخورد و این منبری آمد و خلاصه نسبت به او برخورد كرد و مطالبی گفت و از این حرفهای عوضی!
خیلی برای من این قضیه و این مسائل جالب بود. در همان موقع، وقتی كه از مجلس آمدیم بیرون، مرحوم آقا رو به آن صاحب مجلس كردند، در حالی كه بقیه هم میشنیدند فرمودند: مجلس سیدالشهداء دو طبقه ندارد! همه باید روی زمین بنشینند. مؤید باشید! آمدند و حركت كردند و رفتند.
ببینید! این روش، روشِ اولیای الهی بود. این روش روش بزرگان بود. تعظیم مكتب اهلبیت علیهمالسلام، فقط با در نظر گرفتنِ خودِ اهلبیت علیهمالسلام، بدون زوائد و بدون مصالح و بدون جهات دیگر. وقتی كه افراد میآمدند، خودِ امام علیهالسلام در اینجا مورد نظر بود. ما كه اصلا جرأت نداشتیم، دیگران هم همینطور.
میفرمودند: وقتی كه میروید، صحبت میكنید، اسمی از من نیاورید! و اگر كسی میآمد اسم میآورد، تعریفی میكرد: خداوند حضرت ایشان را محفوظ بدارد! نمیدانم سلامتی بدهد، ظلّ عالی را مستدام بدارد! سایه ایشان را بر سر ما نگه دارد. میگفتند: آقا قرار شد شما از این مطالب نگویید! خیلی جدّی!
مرحوم آقا، مرحوم پدر ما نسبت به مبانیای كه مورد نظرشان بود جدّی بودند. شوخی نمیكردند. از یك طرف بگویند: بله بهتر است اینها گفته نشود ولی اشكال ندارد، و یك خندهای هم بكنند! نه، جدّی بودند.

