مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
8یكی از دوستان بود الآن حیات دارد، در قید حیات است در همان زمان سابق در خیابان وقتی ایشان داشتند میرفتند یك دفعه افتاد و پای ایشان را بوسید. البته آن موقع ایشان هنوز عصا نداشتند كه حسابش را با عصا برسند!
خودش نقل میكرد البته یك شخص دیگر، او كه ندید؛ آن شخص دیگر میگفت یك مرتبه من دیدم رنگ ایشان سفید شد و حال انقلاب اصلا برای ایشان پیدا شد. اینها شوخی نیست! یعنی این در چه افقی هست و در چه وضعیتی هست كه هیچ اجازه نمیدهد از آن
مقام عبودیت و مقام صفای نفس، یك تخطّی صورت بگیرد و این نظام به هم بریزد. قضیه چیست؟! این بزرگان برای احیای مجالس اهلبیت از همه آن افراد اهتمام بیشتری داشتند و مراقب بودند كه این مجالس به آن اهدافی كه مورد نظر است نزدیك بشود.
مجلسی كه برای سیدالشهداء منعقد میشود، اگر بخواهد فقط در آن مجلس ذكر مصیبت بشود و فقط در سر و سینه زده بشود و به همین مقدار بسنده بشود، خب این احیا نیست، این زنده داشتن نیست، این تذكّر نیست، این تنبّه نیست. مجلس سیدالشهداء آن زمانی تبدیل به مجلس ذكر میشود، آن زمانی تبدیل به مجلس تنبّه و تذكّر میشود، كه آن «چرایی» پشت این قضایا و این حوادثی كه اتّفاق افتاده برای مردم بیان بشود.
نه فقط این حادثه، این حادثه مثل هزارتا حادثهای كه در زمان سابق بود، آمد و گذشت. كربلا آمد و گذشت، از این قضایا زیاد بود در طول تاریخ، الآن هم هست. الآن هم اتّفاق میافتد. ما الآن در دنیا ظلم نداریم؟ ما الآن در دنیا مصیبت نداریم؟ ما الآن در دنیا دیكتاتوری نداریم؟ ما الآن در دنیا سَبُعیت و حیوانیت نداریم؟ این همه داریم در دنیا ظلم و ستمها را میبینیم، از زمانی كه خدا آدم را خلق كرد و آدم روی زمین آمد، ظالم و مظلوم بود، تا این زمان و آینده. همیشه ظالم و مظلوم بوده است.

