مراد از احیای مجالس ذکر اهل بیت علیهم السلام
9و هركسی از ما در این سیر تاریخی خودش كه دارد میكند، یا ظالم است، یا مظلوم است. اگر به آنچه كه خدا گفته و فطرت میگوید و عقل میگوید عمل كند، راه عدل را در پیش گرفته. اگر عمل نكند، ظالم است.
ظالم فقط در روز عاشورا نبود. هر كدام از ما كه الآن در اینجا نشستهایم باید نسبت به رفتار خود و نسبت به كردار خود دوباره تجدید نظر كنیم! نكند این كاری كه الآن من دارم انجام میدهم خلاف باشد؟!. اگر خلاف بود، بداند در این لشكر است، دیگر با امام حسین نیست. نكند این حرفی كه الان دارم میزنم خلاف است؟!، اگر خلاف بود، بداند كه در آن دسته است. اگر درست بود، به خودش امیدوار باشد.
این چرایی پشت واقعه عاشورا است. در مجالس اهلبیت علیهمالسلام، اگر بیاییم و فقط این را بگوییم كه آی این را كشتند و آی آن را كشتند، خب خود یزید هم بدش نمیآمد این كار را انجام بدهد! او هم مجلس مصیبت میگذاشت! مگر نگفت؟! آی تقصیر من نبود و بیخود كردند آمدند این را انجام دادند، غلط كردند، خودم اصلا سیاهپوش میكنم، خودم عزاداری میكنم، خودم چه میكنم ...
امّا وقتی آمدند گفتند: چرا این قضیه اتفاق افتاده؟ صحبتِ «چرا» شد، چرایش این است كه تو یزید پدر سوخته كه در اینجا نشستی، میبایست بعد از مُردن معاویه كنار میرفتی، و طبق همانچه كه بین معاویه و بین برادر امام حسین، امام حسن علیهماالسلام انجام شد عمل میكردی. اینجا دیگر همه چیز یك دفعه به هم میریزد! اینجا یك دفعه همه چیز قاطی میشود، اینجا یك دفعه مجلس عوض میشود،: نه صلاح نیست، صلاح نیست گفته بشود، صلاح نیست.
اما تا وقتی سینهزنی است بزنید! شب تا صبح سینه بزنید! در سرتان بزنید! هیچ اشكال ندارد! خودمان هم تأییدتان میكنیم، پولش را هم میدهیم، چایش را هم میدهیم.
اما وقتی صحبت بیاید چرا عاشورا انجام شد؟ چرا؟ آن چرایی پشت قضیه، یك دفعه پای مصلحت میآید: نه نه نه آقا این را نگو، نه نه آقا آن را نگو، نه نه ...

