اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی
17بگوییم حالت یأس و دلسردی به تو عارض میشود به نحوی كه از همین كار فعلیات هم میمانی.
مگر افرادی كه به یك استعدادی برسند، بزرگانی كه به یك حالت تهیؤ برسند كه فرض كنید تا مدّتها را هم ببینند، قضایای بعد از این را هم ببینند، مطالب بعد از این را هم مشاهده كنند، خب این در یك وضعیت ثباتی افتاده، وضعیتش ثبات پیدا كرده، نفسش نسبت به قضایایی كه برایش پیدا میشود ثبات پیدا كرده است. اصلا انتظارش را میكشد! دارد اصلا انتظارش را میكشد كه این برنامه تمام بشود برنامه بعدی بیاید. ولی ما نه، میگوییم این تمام شد دیگر میتوانیم یك نمازی بخوانیم، یك نماز شبی بلند میشویم ... حالا یك خرده سرمان خلوت بشود، این اشتغال فكریمان از بین برود، این دغدغهای كه الآن با آن هستیم، اینجا حالا مریضی باشد، فرض كنید گرفتاریای باشد، شدتی باشد، تنگی باشد، هرچه میخواهد باشد، این مسئله رد بشود، هان یك فراغتی ... به به عجب خدای خوبی است! یك خرده راحت شدیم! دو روز میگذرد یكدفعه میبینیم ا! یك چیزی افتاد جلو، حالا بیا این را درستش كن!
میگوییم: خدایا مثل اینكه نمیخواهی یك خرده بنشینیم با تو حال كنیم! نمیخواهی ما با تو یك خرده خلوت كنیم، هی برای ما گرفتاری پیش میآوری، هی برای ما دغدغه فكری پیش میآوری.
خدا میگوید: هان! هان! تو میخواهی مرا دریابی یا میخواهی به خودت خوش بگذرانی؟ كدام یك از این دو؟
و این موضوع موضوع خیلی مهمّی است. این موضوع همان موضوعی است كه در مسئله تغذیه هم معیار و ملاك قرار میگیرد. ببینید اینها همه با هم مرتبط است. همه با هم ارتباط دارد. انسان در یك حالی قرار میگیرد كه در آن حال لاإلهإلّااللَه كه میگوید میگوید: به به داریم لاإلهإلّااللَه میگوییم ولی نمیداند كه این لاإلهإلّااللَه از سر سیری است، این را خودش نمیفهمد. چون حال خوش دارد لاإلهإلّااللَه میگوید. چون گرفتار نیست، لاإلهإلّااللَه میگوید. چون فكرش مشغول نیست، لاإلهإلّااللَه میگوید. سبحان اللَه میگوید، چون خوش است. سبحان اللَه میگوید، چون گرفتاری برایش نیامده. سبحان اللَه عجب خدای خوبی است! به به! تسبیح هم برمیدارد و شروع میكند یكی یكی ذكر گفتن.

