اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی
25راحت شده! خب این درش باز بود، همه میآمدند، همه كسب فیض میكردند، حالا خودتان نمیآیید، خدا را شكر كه بالأخره خدا برای شما هم یك جایی درست كرد، حالا یا خدا درست كرد یا غیر خدا، حالا ما نمیآییم در مسائل توحیدی و غیر توحیدی آنها بخواهیم خلط كنیم. بالاخره یك جایی برایتان درست شد كه بروید مشغول باشید. اینطور نیست كه شخص برود، نه. وقتی یكی برود فاصله بگیرد، میرود بعد درست میكند. رفقایش را پیدا میكند، آن افرادی كه تا دیروز با تیر سایه هم را میزدند، حالا میبینند عاشق و معشوق شدهاند! بابا تو تا دیروز سایه او را با تیر داشتی میزدی! چه شده؟
هر دو در یك طریق قرار گرفتید حالا! هر دو در یك مسیر ... تازه مَچ [match] شدید! تازه در كنار هم قرار گرفتید. لذا میآیید چكار میكنید؟ بَه! معانقه ...!
خدا خیرتان بدهد! چرا تا به حال با هم خلاف میكردید؟ این خوب است! این خوب است ... آن شخص را هم خدا یك جا برای او درست میكند. آن گروه هم میآید یك جا برای آن درست میكند. عزاداری كنید، جلسه داشته باشید، دعای سمات بخوانید، حافظ بخوانید. شما هم برای خودتان مشغول باشید، هركدام در افق خود جایگاه خودشان را پیدا میكنند.
آن ولی خدا، در آن سنّ پیری، تازه میبیند هر چیز در جای خودش قرار گرفته است. حالا ناراحت بشود؟! او اصلا دنبال یك همچنین روزی میگشت. تكلیف نداشت اینطور عمل كند. تكلیف نداشت به این نحو رفتار كند. توجّه كردید؟ آنجا تازه میبینید تفاوت نمیكند. یك دفعه مرحوم آقا نقل میكردند: مثل اینكه این هم یكی از چیزهایی بود كه نمیدانم در كجا نقل كردهام. از خود مرحوم آقا نقل كردهام مرحوم میرزای شیرازی كه مرد بزرگی بود، رضوان اللَه علیه، همان كسی كه تنباكو را تحریم كرد، بسیار مرد بزرگی بود، و اهل دل و اهل حال. یك حالاتی هم از او نقل میكنند. مرجع، او بود! او! سیاست را او داشت! او! سیاست داشت. مدیریت را او داشت. مرد بزرگی بود. آمدند پیش مرحوم آقاشیخ محمّد بهاری، در زمان ایشان كه بگویند كه از ایشان تقلید بكنند یا نه. البته من این مطلب را راجع به آقامیرزا محمّد تقی شیرازی هم شنیدهام. شاید نسبت به هر دو هم بوده. چون مرحوم آقامیرزا محمّد تقی شیرازی كه از ایشان به میرزای كوچك اسم میآورند، ایشان هم بسیار مرد بیهوایی بود و از خلوص نیت ایشان و بیهوایی ایشان حكایتها نقل شده است.

