اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

0
عنوان بصری
عنوان بصری

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

4
  • بنده در مدّت طول عمری كه در زمان حیات مرحوم والد رضوان اللَه علیه بودم و خصوصیات رفتار ایشان را مشاهده می‌كردم، بنده كاملًا این مسئله را در نظر داشتم و می‌دیدم كه ایشان در شبانه‌روز یك وقتی برای خودشان قرار دادند و در آن وقت حتّی ما هم نمی‌توانستیم وارد اتاقشان بشویم. و می‌رفتند در اتاق و در را قفل می‌كردند: كسی نیاید!

  • ما می‌رفتیم وقتی با ایشان كار داشتیم، در می‌زدیم، وقتی دستگیره را می‌گرفتیم و حركت می‌دادیم می‌دیدیم در اتاق قفل هست، برمی‌گشتیم. می‌گفتند: دیگر در نزنید، وقتی دیدید در قفل است برگردید.

  • خب بالأخره اگر یك شخصی یك كار شخصی داشته باشد، نمی‌تواند كه روی پشت بام برود! نمی‌تواند كه روی آسمان برود! وسط خیابان كه نمی‌تواند برود! باید در منزلش باشد و كارش را انجام بدهد. باید در منزلش باشد. در كجا باشد؟! در اتاقش باشد، در جای خلوت ... و هر روز اینها همین‌طور بود. هر روز اینها همین‌طور بود.

  • یك وقت من به یكی از رفقا می‌گفتم دیدم حالش یك قدری نامساعد است گفتم شما در هفته چگونه وقت خودت را می‌گذرانی؟ گفت سر كار و مطب اشتغال داشت پزشك بود، طبیب بود هستم، هر روز هستم، و پنج شنبه هم هستم، فقط جمعه را نیستم.

  • گفتم: خب چرا در بین هفته یك روز را تعطیل نمی‌كنی؟

  • گفت: جمعه كه تعطیل است.

  • گفتم: در بین هفته بیا دوشنبه را تعطیل كن! بگو دوشنبه‌ها مطب نیست و تعطیل است؛ و بیا به خودت برس و به وضعیت خودت، به حال و هوای خودت برس. از روز شنبه تو بلند می‌شوی می‌روی سر این اشتغال و كار، و كارت هم خدمت به مردم است به جای خودش محفوظ، اما الآن سنّ و توانت دیگر اقتضای یك كار مستمرّ و یك اشتغال مستمرّ را نمی‌كند.

  • دوشنبه را تعطیل كن، آن‌وقت ببین چقدر در حالت تغییر پیدا خواهد شد. و همین كار را كرد، می‌گفت: آقا من از این رو به آن رو شده‌ام. شنبه و یكشنبه می‌آیم و به مریض‌ها می‌رسم، و دوشنبه تعطیل، دوباره از آن طرف سه شنبه و چهارشنبه و پنج‌شنبه، و جمعه هم تعطیل، كاملا اصلا وضعم عوض شده، كاملا فكرم عوض شده، ذهنم عوض شده. ببینید! هیچ دلیلی وجود ندارد انسان یك سره بیاید تا شب جمعه كار بكند! توان انسان هم حدّی دارد. هر شخص در هر موقعیتی یك اقتضایی دارد. آن جوان بیست و پنج ساله قطعا توانی دارد كه آن شخص پنجاه شصت ساله آن توان را ندارد، و ذهن و نفسش كشش برای برخورد را دیگر ندارد. باید به وضعیت خود و به موقعیت خود یك استراحت بدهد. بسیاری از افراد بودند در زمان مرحوم آقا كه ایشان آنها را اجبار می‌كردند بر اینكه بروند كار انجام بدهند! یعنی در یك وضعیت و حالی بود كه این نفسش طبعا تمایل داشت بر اینكه یك خرده راحت بگذراند، راحت باشد. خب مشخص است، نشستن در یك‌جا راحت‌تر از حركت كردن و راه رفتن است! یك قدری راحت‌تر است، بنده این تجربه را كرده‌ام، حالا نمی‌دانم بقیه رفقا هم احساس كرده‌اند كه نشستن یك خرده راحت‌تر است!! یا اینكه حركت در سرازیری یك خرده راحت‌تر از سربالایی است!! خب هر كسی می‌خواهد این كار را انجام بدهد. بله؟ خوابیدن كه حتی از نشستن هم راحت‌تر است. آن كه دیگر ... انسان خیلی دلش می‌خواهد بگیرد راحت بخوابد و بعد هم مسائل خود به خود انجام بشود و امورات خود به خود بگذرد و بعد هم به او مراتب و این مسائل را هم بدهند؛ خب خوب چیزی است! ولی در عالم تقدیر، و در عالم مشیت یك همچنین چیزی رقم نخورده! بالأخره انسان باید متوجّه این مسئله باشد كه رسیدن به مراتب تجرّد، یك حركت است و در آن حركت، امور مختلف گنجانده شده است. هیچ‌وقت در حال ثبات، برای یك شخص این مسائل پیدا نمی‌شود.