اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

0
عنوان بصری
عنوان بصری

فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي‌ فِي‌ الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي‌ اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ

اهمیت غنیمت شمردن عمر در به فعلیت رساندن قابلیت ها و استعدادات وجودی

7
  • همیشه در حال نیاز است كه انسان به دنبال آن شی‌ء می‌رود. به دنبال آن چیزی كه مورد نیاز است حركت می‌كند. آن چه نیازی است كه انسان را در راهِ خدا قرار می‌دهد كه در آن راه حركت كند؟ چه نیازی است كه او را مجبور به مراقبه می‌كند؟ چه نیازی است كه او را وادار می‌كند در یك جا قدم بگذارد، در یك جا توقف كند؟ این چه نیازی است؟ آن نیاز، نیاز رسیدن به كمال است. ترس و واهمه از ماندن از راه است. خوف از نرسیدن به مطلوب و بسته شدن پرونده است. این قضیه است كه باعث می‌شود تن انسان بلرزد، و انسان در حال خوف باشد، و هركسی كه بیشتر به این مسئله رسیده باشد، این حالت مراقبه و احساس در او بیشتر خواهد شد. هركسی كه كمتر است كمتر. آن كسی كه می‌آید وقتش را به مسائل بیخود می‌گذراند، معلوم است این شخص خیلی متوجّه نیاز نشده است. اسماً یك ادّعا و یك مطلب و یك درخواست و حال و هوایی دارد. آن كسی كه واقعا متوجّه می‌شود ... اتفاق افتاده؟ برای بعضی‌ها اتفاق افتاده است.

  • امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه یك خطبه‌ای دارد راجع به یك شخصی از اصحابشان كه مدّتی غیبت كرده بود. آن موقع هم كه تلفن و از این چیزها نبود. غیبت كرده بود و تصوّر كرده بودند كه شخص فوت كرده و بعد هم كه خبر آوردند كه شخص فوت كرده. بعد از یك مدّت شخص پیدا شد، آمد و تعجب كرد كه چطور مردم تصوّر كرده‌اند كه او از دنیا رفته است.

  • حضرت یك نامه‌ای برایش می‌نویسند و در آن نامه می‌فرمایند كه: اول خبر فوت تو آمد و همه ما ناراحت و مغموم شدیم و بعد دوباره خبر حیات تو آمد و همه خوشحال شدیم. و تو باید بدانی كه این یك واقعیتی است كه به این صورت برای تو جلوه كرده است. هیچ تفاوتی بین تو و بین كسی كه واقعا فوت كرده نیست. زیرا همان مسئله فوت برای تو پیدا خواهد شد. همان قضیه، منتها الآن به این صورت برای تو درآمد، بدون اینكه آن قضیه انجام بشود. افراد وقتی كه فوت می‌كنند، انسان هم آن‌ها را ندیده، ولی وقتی می‌آیند می‌گویند فلانی فوت كرده چه حالتی برای انسان پیدا می‌شود؟ ا، بنده خدا رفت خدا رحمتش كند. عجب! دیگر این هم ... تا دیروز می‌دیدیمش، من هفته پیش دیدمش، دیروز دیدمش، آن حالتی كه پیدا می‌شود، آن حالت فقدان، گرچه انسان جنازه را ندیده، ولی با یك خبر یك حالتی در خودش احساس می‌كند. آن احساس مهمّ است. حالا كاری به واقعیت و غیر واقعیت نداریم؛ ممكن است اصلا یكی مرده بشود و بعد هم زنده بشود. در بیهوشی و كما رفته باشد. دیده شده افرادی كه دوماه در كما بوده‌اند، بعد یك دفعه زنده شده‌اند. این در واقع همان مرگ است. منتها اراده خدا تعلّق گرفته كه دوباره حیاتی برای او پیدا بشود. مهم آن حالتی است كه برای انسان پیدا می‌شود. آن مهمّ است. وقتی كه این حالت برای ما پیدا شد: آخ، او هم رفت، همین حالت برای یك شخص دیگر پیدا می‌شود وقتی خبر فوت ما به او برسد. وقتی خبر فوت ما به او برسد، همین حالت برای او پیدا می‌شود. پس خودمان را جای او باید بگذاریم. حضرت به آن شخص می‌فرماید خودت را باید بگذاری جای آن كسی كه واقعا فوت كرده است. چون قضیه هر دو یكی است. و حالا دو روز این طرف و آن طرف شده. ولی واقعیت مسئله این است كه خبر واقعی فوت تو به ما می‌رسد، حالا یا ما هستیم یا نیستیم بالأخره خبر واقعی می‌آید؛ پس تو خود را باید میت فرض كنی. حال خدا به تو توفیق داده، دوباره تو را زنده كرده است و حالت حیات مجدّد در تو پیدا شده است.