
اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
4من یك وقتی میخواستم بروم در یك مجلس عروسی، اتفاقاً منزلی بود. وقتی كه میخواستم وارد شوم، دیدم عجب جایی است، نمیتوانم پایم را در آنجا بگذارم. نمیدانم واقعاً در این مجالس چه كارهایی میكنند؟ چه نفوسی میآیند؟ چه قضایایی میگذرد كه اصلا این قدر فضا، فضای ظلمانی میشود.؟ اصلا دیدم نمیتوانم، ولی در رودربایستی گیر كردیم: آقا تشریف بیاورید! به خاطر شما در تالار نینداختیم! دیدیم خب قول دادیم دیگر ما كه قبلا نیامدیم بازدید كنیم، مثل اینكه باید از حالا به بعد یك دوره محیط و نقشه جایگاه و اینها را یك ارزیابی بكنیم، مثل اینها كه عملیات انجام میدهند، یك گروه موقعیتشناسی میروند منطقه را ارزیابی میكنند ...؛ حالا خلقاللَه تشریف ببرند. ما همینطور سرمان را پایین انداختیم و وارد شدیم. دیدم اصلا نمیتوانم ... بالأخره به یك زوری رفتیم داخل و با خود گفتیم قول دادهایم دیگر.
باور كنید تا یك ماه حالم سر جای اولش برنگشت. با یك رفتن، تا یك ماه درگیر بودم توجّه میكنید! خب این چیست؟ این همین ولش كن، ولش كن است. حالا این را رها كن، حالا آن را رها كن، خب این نمیشود، اینطور با) ولش كن (كسی به مقصد نمیرسد.
مرحوم آقا میفرمودند: وقتی در جلسه هستید فكرتان را جای دیگر نبرید. خب یا نیا كه هم خیال خودت راحت میشود و هم این قضیه به بقیه سرایت نمیكند؛ چون بالأخره فضا عوض میشود چون یك نفر كه همراه با مجلس نیست بر فضا تاثیر میگذارد، بنده خودم شاهد بودم در یك جلسه تهران زمانی كه خود مرحوم آقا بودند، ایشان در جلسه به دو نفر گفتند: شما برخیزید و از جلسه خارج شوید و تا بین شما این حالت است در جلسه شركت نكنید. چون بقیه را هم خراب میكنند. تنها خودش كه نیست. یك شخصی بیاید و با دیگری در تعارض و در تضادّ باشد، این شخص به او سنگ بیندازد، او هم به این شخص سنگ بیندازد. این به او تیر بیندازد، او هم به این توپ بزند. خب این چه شد؟ این چه مجلسی است؟ مگر مجلسهم مثل اداره است كه آدم برود كارت بزند، بیاید بیرون؟!
