
اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
اهمیت مسأله تغذیه و تأثیر آن بر حرکت و رشد سالک
7اما كلامی را كه امام صادق علیهالسلام به عنوان میفرمایند وكلام عجیبی است و مطلبی است كه تجربه شده است، این است؛ حضرت میفرمایند: تا اشتها پیدا نكردی چیزی نخور، هرچند كه جلویت بگذارند. رفتی منزل رفیقت میوه میگذارند، هیچ میلی نداری، او هم ناراحت نمیشود، به جای میوه چای بخور! هیچ اشكالی هم ندارد یا فقط یك میوه مثلا یك سیب بخور! اگر پرتقال است، نصفش را بخور. اگر میبینی تمام پرتقال را بخوری سنگین میشوی، دلیلی ندارد تمامش را بخوری، نصفش را بخور. نصف دیگرش را بده كس دیگری بخورد.
خب انسان در طول این زندگی كه همهاش در خانه نمینشیند. مجلس میرود، اداره میرود، مطبّش میرود، دفتر میرود، سر كلاس میرود، منزل رفیق میرود، منزل قوم و خویش میرود، دیگران میآیند. درست شد؟ خب همهاش كه نمیشود انسان به دلخواه این و آن، از این بخورد، از آن بخورد. خب این كه تمام، صرف در این امور شد.
انسان باید از صبح تا ظهر یك برنامهای برای خودش قرار بدهد، اینهایی كه عرض میكنم مطالبی است از بزرگان كه بنده شنیدهام كه خدمت رفقا عرض میكنم یك برنامهای باید قرار بدهد. این مقدار كالری در روز به بدنش برساند، این مقدار در این وعده باید اخذ بكند ... حالا مسائل دیگر بماند، آنها جای خودش را دارد مسائل دیگری كه در این زمینه هست مثل ورزش و امثال ذلك. راجع به آنها هم شاید مطالبی را در همین فقره عرض كنیم و آنچه را كه میبیند برای او مفید است.
همانطوری كه امتلاء معده موجب انصراف نفس و روح از مقام قرب به اشتغال و تدبیر بدن است، همینطور انسان به نحوی با بدن خود برخورد كند كه گرسنگی بیاید بر او غلبه كند و او را به ضعف بیندازد، این هم غلط است. هردویش مانع برای حركت است. خیر الأمور أوسطُها؛ هر چیزی حدّ وسطش خوباست، هر چیزی در حدّ اعتدالش مناسب است. توجّه كردید، هر چیزی در حدّ اعتدال.
