خطرات نگرش ظاهری به تکالیف و احکام اسلامی
19جلسه آینده خدا فرصت بدهد ارتباط بین نفس و مسئله تغذیه را خدمت رفقا عرض میكنم كه چه طور وقتی انسان به یك درجاتی از روحانیت میرسد بدن او غذای عادی را دیگر نمیتواند بخورد. غذایی را كه بر این میزان درست نشده نمیتواند قبول كند. طعامی كه این طعام برخلاف رضای الهی طبخ شده نمیتواند بخورد. غذایی كه از حرام تهیه شده بدن نمیتواند بخورد. خب بدن بدن است، چه فرقی میكند؟ مری و معده و روده و دهان. همه اینها را هم این دارد، چرا او میتواند این نمیتواند؟ این بخاطر این است كه نفس بر این بدن آمده احاطه پیدا كرده و او را در اختیار گرفته آن نفسی كه این بدن را در اختیار گرفته با آن نفسی كه آن بدن را در اختیار گرفته تفاوت میكند و بدن هم در اختیار نفس است. و این اشتها باید از مغز بیاید، از اینجا بایستی این علامتها به معده داده شود تا اینكه او بتواند بلع كند، تا بتواند بپذیرد، وقتی در اختیار مغز است، مغز هم طبعا در اختیار نفس خواهد بود، هیپوفیز هم در اختیار نفس خواهد بود، آن نفسی كه تربیت شده، آن نفسی كه تجرد پیدا كرده، آن نفسی كه روحانیت پیدا كرده است.
بزرگان برای آنكه ما به آنجا برسیم گفتند رعایت بكن، هنوز كه ما نرسیدیم، هنوز كه به آنجا نرسیدیم، آنها كه رفتند و رسیدند گفتند، پس حالا باید چكار بكنیم؟ باید رعایت كنیم، مواظبت بكنیم، حواست جمع باشد، نسبت به كیفیت غذایی كه انسان آن غذا را میخواهد برای او فایده كندو
پس بنابراین آنچه كه در این كتاب از مرحوم آقا نقل شده است و بعضیها برای بنده این سوال را مطرح كردند و خیلیها هم سوال كردند كه آیا شما هم همین مطلب را توصیه میكنید كه وقتی كه مثلا در منزل غذایی است، حالا پلو خورشت است، یا فرض كنید آبگوشت است، اینها را یكی یكی جدا كنیم؟ جواب این است كه نه، این اینجور نیست مسئله، ایشان هم میفرمودند انسان نباید راه افراط و تفریط را برود. بالاخره انسان برای اینكه یك چیزی را بخورد باید اشتهای او آن چیزی را تقاضا كند و الا اگر تقاضا نكند چه میخواهد بخورد؟ از گلویش پایین نمیرود.

