
خطرات نگرش ظاهری به تکالیف و احکام اسلامی
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
خطرات نگرش ظاهری به تکالیف و احکام اسلامی
5این دارد دم از خدا و پیغمبر ولایت میزند، آنطرف هم دارند دم از خدا و پیغمبر و ولایت میزند، این به آن در! این دارد نماز میخواند و در نمازش تحت الحنك میاندازد و تسبیح میگوید، آن طرف هم دارد نماز میخواند و ذكر میگوید، آدم عرق خورِ شراب خور كه نیست. حالا ای كاش اینها باشند، اینها صد بار، چه عرض كنم اینها هزار بار بدتر از فرد شرابخور هستند، آدم شرابخور یك گناهی كرده و بعد هم یك توبه میكند: خدایا غلط كردمی میگوید و ...
اما این چه میكند؟ این عمر سعدی كه الان میآید به جنگ امام حسین این را كه میتواند به راه برگرداند؟ این را كی میتواند برگرداند؟ این را كی میتواند درستش كند؟ آن كسی كه میآید در مقابل امام حسین میایستد، هر كسی كه نمیتواند باشد، هر شخصی كه نمیتواند باشد، افرادی هستند كه مردم روی آنها نظر دارند.
امام موسیبنجعفر علیهالسّلام راجع به یك فردی كه در دستگاه هارون بود آن شخص هم این طرف میآمد، هم آن طرف میرفت فرمودند كه تو میدانی چه میكنی؟ اگر نبودند امثال تو، از افراد وجیه المله و افرادی كه مردم روی آنها نظر دارند، عمّامه دارند، ریش سفید دارند، هان! اینها دیگر و الا شخصی كه این خصوصیات را نداشته باشد خب مردم كارش ندارند، میگویند این كیه؟ به درد نمیخورد، اما افرادی كه سواد دارند، كتاب نوشتهاند، صحبت میكنند، شیرین صحبت میكنند، جاذب صحبت میكنند، جاذب صحبت میكنند!
دیدی چه قشنگ صحبت كرد؟ چه قشنگ صحبت كرد! قشنگ! چقدر مطالب را پشت سرهم آورد، در صحبت چقدر افراد را جذب كرد؟ هان!
یكی از همین كشیشها، در امریكا این ماجرا همین اخیرا بوده بسیار در صحبت [و فن بیان] مهارت داشته و هر جا برای سخنرانی میرفت افرادی بودند كه پای صحبت او از حال میرفتند یعنی اینقدر تاثیر میگذاشت، وقتی كه به كلیسا میرفت تا برای افراد صحبت بكند مردم گریه میكردند و حتی بعضی افراد بواسطه آن حالت شدت بكاء و گریه از حال میرفتند. بعد از یك مدت معلوم شد كه به به! این بزرگوار چه پروندهای دارد! هیچ جا نرفته مگر اینكه در آنجا بله! این قضیه چیست؟ این قضیه چیست؟
