
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
عقلانیت در منهج اولیاء الهی
5وقتی كه میخواستند گوشی و دستگاه فشار خون بگیرند به یكی از رفقایشان گفتند كه دقیقترین دستگاه فشار خون را برای من بخرید و بیاورید واللَه علی ما أقول وكیل، كه آن موقع ایشان رفت در همین داروخانه تخت جمشید، دقیقترین گوشی و دقیقترین دستگاه را خریدند كه الآن هم هست، و خود ما میرفتیم با آن دستگاه، فشار خون ایشان را میگرفتیم و قیمت آن گوشی را یادم است كه آن شخص میگفت چهار برابر قیمت گوشی معمولی است كه متداول است. چرا؟ خب یك گوشی معمولی میگذاری اینجا و فشار را میگیری، این نشان میدهد كه ایشان در كجا دارد سیر میكند. میگوید: هر چیزی باید دقیقترینش باشد، هر چیزی باید بهترینش باشد. اگر غیر از این بودند بنده به ایشان اعتقاد نداشتم.
به ما میفرمودند وقتی به پزشك مراجعه میكنید، در هر قسمتی كه میخواهید باید به خبیرترین پزشك بروید، چشم می خواهید باید بروید اینجا. برای معده میخواهید ...، آن موقع ما مشكل معده و اثنی عشر و اینها داشتیم، میگفتند به دكتر فلان و دكتر فلان مراجعه كن كه هر دو آنها فوت كردند و به رحمت خدا رفتهاند. هیچ نمیگفتند این دكتری كه میخواهی پیشش بروی، نماز میخواند یا نمیخواند؟ به نمازش كاری نداشتند، ببین خبرویتش چقدر است؟ علمش چقدر است؟ تجربهاش چقدر است؟ شما كه نمیخواهید پشت سرش نماز بخوانید! نمیخواهید كه بروید حمد و سوره را پیشش یاد بگیری! میخواهی بروی معاینهات بكند.
عرض كردم خدمت رفقا خدا رحمت كند آن آقای نوری میگفت: یك گوسفندی خریدیم ببریم خانه دیدیم یك چشم ندارد، بردیم گفتیم: آقا این گوسفند یك چشم ندارد. گفت: مگر میخواهی برایت دعای كمیل بخواند، یك مدّتی پیشت هست بعد هم میكشی، سرش را میبری دیگر. حالا شما میخواهی به پزشك مراجعه كنی، میخواهی بروی پشت سرش نماز بخوانی و ازش تقلید كنی؟ نه بابا جان. تشخیصش خوب باشد، متعهّد باشد، تمام شد.
