سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
20همه اینها خیالات است، همه اینها اوهام است، همه اینها تخیلات است، نه من كه فرزند ایشان هستم و مدعیام كه اطلاعات بنده از همه نسبت به ایشان بیشتر است راه به جایی میبرم مگر اینكه همین راه را بروم و نه هر كس دیگری كه حالا یا با آن بزرگ بودند یا نبودند. مهم این است كه بدانند و بروند، مثال زدم در جلسه گذشته كه راه چیست و چاه چیست، چشممان را نباید ببیندیم، مطالبی را هم كه بنده نقل میكنم در این جلسات این هم برای هر كسی نیست، برای كسی است كه به جای گچ و سیمان در این سر مباركش مغز و سلول مغزی باشد، برای آنها بنده دارم میگویم، اما یك كسی نه برمیدارد در كله مباركش به جای مغز از گچ پر میكند، آهك میگذارد، سمنت میگذارد و سیمان میگذارد بنده صحبتهایم با آنها نیست، هیچ مخاطب بنده آنها نیستند، مخاطب بنده افرادی هستند كه به دنبال درد هستند، درد، اینها مخاطبهای ما هستند، لذا خودمان را هم اذیت نمیكنیم، حرفها و مطالب اینطرف و آنطرف هم نقل بشود، كیف میكنیم، بلكه اگر یك مدت چیزی نشنویم خمار هم میشویم. (مزاح)
مرحوم آقا میفرمودند ما مطالب را برای كسانی میگوییم كه بخواهند عبارتشان این بود:" پنبه را از توی گوششان دربیاورند نه اینكه پنبه را در گوششان بكنند، اصلا مخاطب ما آنها نیستند" ایشان میفرمودند:" مخاطب ما اینها نیستند، حالا هرچه میخواهند ایراد بگیرند، بگیرند، اصلا من برای تو ننوشتم كه داری ایراد میگیری، ما برای كسان دیگری داریم مینویسم"

