سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
9اینها این بودند، علی اكبر را اگر بروید همه دنیا را بگردید اگر یك مویش را پیدا كردید، اگر یك سرسوزن از آن مقام و مرتبه قمربنیهاشم را شما در سماوات و ارضیین پیدا كردید، این حرفها چیه؟ همینطوری دهان باز می شود و هر تعبیر و سخنی هست از آن دهان بیرون میآید، توجه میفرمایید؟ آن مرتبه عقلی كه حضرت ابالفضل در آن مرتبه عقلانیت قرار گرفته آن مرتبه عقلانیت مانع میشود از اینكه حضرت آب بنوشد، اصلًا دفاع یعنی چه؟ حمایت یعنی چه؟" اصلا نمیتوانم، من نمیتوانم حالی در خود بوجود بیاورم و احساس راحتی كنم در حالتیكه مولای من دارد در التهاب به سر میبرد، دارد در تعب به سر میبرد" این كجا و آن ادراكات و عقلانیتهای ظاهری و عادی كجا؟ اگر بستر بستر صحیح باشد انسان به این عقلانیت میرسد، توجه كردید؟ انسان میرسد به آن مرتبه از عقلانیتی كه آن عقلانیت راه را به او نشان میدهد، در دو راهیها در موارد شك، در موارد شبهه، در تمام اینها میآید راه را نشان میدهد و مسیر صحیح را انتخاب میكند و آنچه كه باید و به صلاح هست را انجام میدهد.
راه خدا همین است، راه خدا همین است، انسان باید در راهش، در كارش، در امورش، در ارتباطها همیشه آن راه و مسیری كه برای او نزدیكترین راه از بین راههای متصور است آن راه را باید انتخاب كند. ممكن است یك شخص در یك شرایطی باشد كه چارهای نداشته باشد كه این مسیر را انتخاب كند، ولی وقتی كه شرایط او تغییر كرد طبعاً نباید به این عمل كند بلكه باید به یك شرایط دیگری عمل كند چون از این شرایط گذشته است، صورت مسئله عوض شده، وضعیت تغییر پیدا كرده است.
درباره كیفیت مسائل و مصارف در جلسه قبل عرض شد كه سالك همیشه باید آن شیوه و آن كاری را كه از نقطه نظر عقلانی، آن كار به تعقل نزدیكتر است آن را اختیار كند و به دنبال اعتبارات و سخن مردم و شعار و این طرف و آن طرف نرود. این كه حالا مردم چه میگویند؟ خب بگویند، برای خودشان بگویند، این كه اگر من اینكار را كردم درباره من چه قضاوت میكنند؟ ...، كار باید كار درستی باشد، كار صحیح باشد، كار باید كار درستی باشد.

