سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
13حتما انسان باید برود این را بگیرد، شكی در این قضیه نیست، شبههای در این مطلب نیست، انسان دارو را كه برای قشنگی نمیخورد، دارو را كه برای رنگش نمیخورد، دارو را برای ماركش نمیخورد، بلكه دارو را برای خاصیتش میخورد، حال اگر دارو دارویی است كه استاندارد است خب باید برود این را بگیرد، این دیگر مشخص است، مگر چه چیز ما كمتر از بقیه است؟ پس بنابراین ملاك برای اسراف و عدم اسراف توجه و نظر كردن به اصل خود قضیه و فایدهای كه دارد یا توجه به آن امور حاشیهای و آنچه كه خارج از خود مصرف و افادهای كه خود آن شیء برای انسان ایجاد میكند، دارد.
منزلی كه شما میخواهید درست بكنید شما باید نگاه كنید ببینید این منزل چه اهدافی در پشتش است، نیاز شما با این مسئله چیست؟ یك وقتی شما با دوتا اتاق هم رفع نیازتان میشود، نه مهمان آنچنانی دارید، نه مجلس آنچنانی دارید، نه بیا و برویی دارید، نه بچههای زیادی دارید، بلكه خودتان هستید و مثلا با یكی دو تا بچه، فرض بكنید كه حالا یك مهمانی هم كه میآید و در یك اتاقی میرود و بعد هم خیلی مشكلی پیش نمیآید، در اینجا دیگر دلیلی ندارد كه آدم برود در یك همچنین شرایطی چهارصد متر زیر بنا بسازد! خب برای چه بسازد؟ هی باید هر روز جارو بكند، هر روز گردگیری كند، هر روز این همه نظافت بكند، برای چه؟ اما یك وقتی نه، فرض كنید فرد در یك موقعیتی است، در یك وضعیتی است، در یك خصوصیتی است، هم از نظر ارتباطات، هم از نظر افراد عائله، خلاصه مسائلی كه هست، خب این نیاز است، نیاز است كسی كه می آید باید جا داشته باشد، لذا هر شخصی باید نگاه كند به آن وضعیت و موقعیت خودش.
در خصوص ساختمانی كه انسان میسازد، ساختمانی كه انسان میخواهد بسازد یك وقتی ساختمان اقتضا میكند در این خصوص خیلی مسائل زیاد است، الی ماشاء اللَه، در هر جا كه ما دست بگذاریم كه بتنی باشد، وضعیت، زمین، لرزش، حركتها، محاسباتی كه انجام میشود، یك وقتی نه فرض كنید كه موقعیت، موقعیتی است كه حالا فرض كنید با تیر آهن و آجر هم میشود، حالا آدم بگوید نه من حتما باید بروم و این مخارج را انجام بدهم تا اینكه اینكار را انجام بدهم، آن میشود اسراف، این میشود عقلانیت. لذا هر چیزی در جای خودش میتواند در این معیار قرار بگیرد.

