سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
15خیلی به آن توجه نداریم، از اشتباهات بسیار بزرگی كه ما معمولًا به آن دچار هستیم این است كه ما راه خدا و سیر و سلوك را فقط در انجام اعمال عبادی و ذكر و نماز شب و امثال ذالك بحساب میآوریم و این هم از تصورات نفس است. نفس همیشه نسبت به انجام وظایف خودش میخواهد سر باز بزند و یك حالت دلخوشكنكی برای كارهای خودش دست و پا كند، آن چه را كه باید انجام بدهد از آن فرار كند و آنچه را كه نباید انجام بدهد به یك نحوی برای خود دلیل بیاورد.
و این قضیه را بنده در زمان مرحوم والد هم میدیدم، تصور افراد از ارتباط با مرحوم آقا این بود كه همین كه خدمت ایشان میرسند یك طوماری به ایشان داده بشود و ذكر و فكر و ورد و ... آقا این ذكر را بگو و این كار را انجام بده، و سایر جاها هم همینطور و به همین كیفیت و با گفتن اوراد و اذكار تصور بر این است كه شخص مراحلی طی میكند و مراتبی پیدا میكند. اگر نماز شب هم خب ضمیمهاش بشود و اذكار در اسحار دیگر نور علی نور! ولی نسبت به مسائل دیگر، امور دیگر، ارتباطات، مسائل اجتماعی، مسائل شخصی، تفكرات نسبت به یكدیگر، تصورات نسبت به یكدیگر، توهماتی كه برای افراد بوجود میآید، ذهنیاتی كه در نفس برای اشخاص شكل میگیرد، اصلا نسبت به این قضیه ما به كل غافلیم، در حالی كه عمده مطلب همانطوری كه بارها به خود رفقا گفتهام به خود مراقبه برمیگردد.
نود درصد سلوك مراقبه است، ده درصدش ذكر است، ده درصدش نماز شب است، ده درصدش اوراد است، آنچه كه نفس را حركت میدهد و از عالم بهیمیت و حیوانیت در میآورد و از عالم كثرات و تعلقات خارج میكند و حقایق توحیدی را برای نفس منكشف میكند، مراقبهای است كه در روز انجام میدهد، نه اوراد و اذكار. اگر شخص به این مراقبه در روز توجه نكند، در وقتی كه به مغازه میرود، وقتی كه به مطب میرود، وقتی كه به دفتر میرود، وقتی كه به بازار میرود، وقتی كه با رفیقش برخورد میكند، وقتی كه با همسایهاش برخورد میكند، بر طبق موازین نباشد، نماز شبی كه میخواند هیچ تاثیری نخواهد گذاشت. اذكاری كه میگوید هیچ تاثیری نخواهد گذاشت. اورادی كه به آنها مشغول است هیچ موثر نخواهد بود و بلكه خدای ناكرده، خدای ناكرده اثر معكوس میگذارد و نفس را میبندد و دیگر حق در این كله نمیرود كه نمیرود.

