سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
3حضرت ابالفضل و دیگران اصلًا مسائلی مطرح میشود و چون انسان به آن مبتلا نشده، دركش برایش مشكل است.
آن وقت در چنین شرایطی انسان به آب برسد و آن را بیاورد نزدیك دهانش ولی نخورد! خب این دركش برای ما مشكل است و عقل ما یك چنین چیزی را نمیپذیرد، و یك چنین چیزی را میاندازد روی عالم عشق، عالم فدا شدن، عالم قربانی شدن، عالم خود را نیست پنداشتن و امسال ذالك ولی خب حق مطلب این است كه این عین عقل است، این عین عقل است، یعنی اگر از یك دریچه نگاه كنید، هیچ منافاتی ندارد، منتهی عقل مراتبی دارد، عقل یك بچه و كودك پنج ساله طبعا با عقل یك مرد پنجاه ساله تفاوت میكند. آن قضایایی را كه یك كودك پنج ساله میتواند توسط عقل كودكانه خود به آنها برسد طبعا خیلی متفاوت است با آن مطالبی كه یك آدم معمولی پنجاه ساله یا چهل ساله به آن میرسد.
همین افراد عادی، حالا كاری به اسلام و غیر اسلام هم نداریم، همین آدم عادی و الا اگر اینطور نباشد اداره یك كارخانه و یك سازمان را كه نمیدهند به یك بچه ده ساله، به یك فردی باید داده بشود كه نسبت به مسائل تجربه دارد، توجه كردید؟ این عقل دائما در حال رشد است و به عبارت دیگر از استعداد مرتباً به فعلیت میرسد و مرتباً ترقی میكند. حالا اگر آن عقل در ترقی خود، مسیر صحیح را بپیماید، رشد او در جنبه تقرب قرار میگیرد و این خیلی مسئله، مسئله دقیق و حساسی است كه چطور افراد انسانها از نقطه نظر نتایجی كه در قضایا میگیرند با یكدیگر متفاوت درمیآیند.
فرض كنید كه یك صورت مسئله را شما به یك نفر میدهید، همین صورت مسئله را به یك نفر دیگر هم میدهید این یك نتیجه میگیرد، آن یك نتیجه دیگر میگیرد، این از كجاست؟ با اینكه هر دو یك صورت مسئله به آنها داده شده، هر دو یك درك از شرایط و تشكل یك مسئله برایشان پیدا شده، این میگوید باید این كار را بكنیم، آن میگوید باید این كار را بكنیم.

