سلوک عقلانی و اهمیت مساله مراقبه
4یا مثلا یك قضیه به محكمه و نزد چند قاضی مختلف برده میشود، این میگوید راجع به این قضیه باید اعدام كنیم، این یكی میگوید باید حبس كنیم، آن یكی میگوید اصلًا باید آزاد كنیم، سه جور فرض كنید حكم مختلف! خب این از كجا آمده؟ در حالتی كه پرونده یكی است، و همین پرونده را نگاه میكنند.
این به خاطر كیفیت تشكّل عقلی است ... در حالتی كه خب ممكن است هیچكدام هم از روی قصد و غرض حكم نكنند، آن قضاتی كه در عالم عناد و فلان هستند خب بحثشان جداست، راجع به این قضیه صحبت نمیشود، ولی قاضی معمولی میگوید، این كه تقصیر ندارد، این میگوید اصلًا باید اعدام شود، این میگوید این تقصیر ندارد، با این شرایط تقصیر ندارد، لذا میگویند در این شرایط مجموع عقول در این اینجا باید تحقق پیدا بكند كه از نتیجه آن جمعیت، حكم نزدیكتر و اقرب به واقع برای انسان پیدا بشود. مشاورتها همه بر این اساس است. ما خاب من استشار1 ضرر نكرد آنكه قضیه را به مشورت گذاشت، در قضایای
- ١- قال النبى صلى الله عليه و اله" ما خاب من استخار و لاندم من استشار" نااميد نشد كسي كه طلب خير از خدا كرد و پشيمان نشد كسي كه در كار مشورت كرد. در حديث شماره ٢٥٠٩ نهج الفصاحه نيز آمده است" لاندم من استشار و لا افتقر من اقتصد" هر كه مشورت كند پشيمان نشود و هر كه ميانه روى كند فقير نگردد.

