اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

چرا خداوند کفار را عقاب می‌کند؟

17٬999
جلسات

معنای حمد و ثناء. منوط بودن تعریف و تمجید از هر کسی به حمد و ستایش خداوند. نشئت گرفتن هر کار حق و استواری، از تسدید و عنایت پروردگار. اختلاف محلّ نزول عفو و رحمت الهی با محلّ کیفر و عقوبت او. خدا که أرحم‌الرّاحمین است چرا کفّار را عقاب می‌کند؟. حکمت قصاص در اسلام. رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیه السّلام در مرگ فرزندشان. کیفیّت برخورد و یا مقابلۀ پیامبر اکرم با خطاکاران و یا معاندین و کفّار. لزوم وجود دو جنبۀ رحمت و غضب در زندگی فردی و اجتماعی. امام رضا علیه السّلام: «سبحان اللَه! فرزندت هشت سالش است و نماز نمی‌خواند!». رحمت دو صورت دارد: محبّت کردن و گوش‌مالی دادن. سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین. سوزاندن گناه‌کاران در آتش جهنّم برای تزکیه نمودن آنان. معنای جمال و جلال الهی. داستان رومیان و چینیان نقّاش در مثنوی. صیقل دادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت.

چرا خداوند کفار را عقاب می‌کند؟

توضیحات:

معنای حمد و ثناء. منوط بودن تعریف و تمجید از هر کسی به حمد و ستایش خداوند. نشئت گرفتن هر کار حق و استواری، از تسدید و عنایت پروردگار. اختلاف محلّ نزول عفو و رحمت الهی با محلّ کیفر و عقوبت او. خدا که أرحم‌الرّاحمین است چرا کفّار را عقاب می‌کند؟. حکمت قصاص در اسلام. رفتار کریمانۀ امام سجّاد علیه السّلام در مرگ فرزندشان. کیفیّت برخورد و یا مقابلۀ پیامبر اکرم با خطاکاران و یا معاندین و کفّار. لزوم وجود دو جنبۀ رحمت و غضب در زندگی فردی و اجتماعی. امام رضا علیه السّلام: «سبحان اللَه! فرزندت هشت سالش است و نماز نمی‌خواند!». رحمت دو صورت دارد: محبّت کردن و گوش‌مالی دادن. سریان رحمت واسعۀ پروردگار در بخشش خطاکاران و عقاب معاندین. سوزاندن گناه‌کاران در آتش جهنّم برای تزکیه نمودن آنان. معنای جمال و جلال الهی. داستان رومیان و چینیان نقّاش در مثنوی. صیقل دادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

چرا خداوند کفار را عقاب می‌کند؟

16
  • رومی‌ها در تمام این مدّت، یک نقشه هم نکشیدند، شروع کردند دیوار را صیقل دادن، هی صیقل دادند، دادند، دادند، دادند تا این دیوار شد مثل آینه.

  • صیقل که می‌دانید چیست؟ این آهن را صیقل می‌دهند یعنی: آهن را سوهان می‌کنند، بعد یک سوهان نرم می‌کشند رویش، بعد روی آن را یک سوهان نرم‌تر که می‌گویند سوهانِ مَصقَل، بعد روی آن سوهان مصقل با سمباده ـ سمبادۀ آهنی‌ نه سمبادۀ چوبی ـ اوّل با سمبادۀ زبر، بعد هم یک سمبادۀ نرم، بعد هم یک سمباده که این‌قدر نرم است که مثل کهنه می‌ماند، وقتی که این را می‌کشند روی این آهن، دیگر بعد از این درجات می‌بینید مثل آینه می‌شود، واقعاً مثل آینه می‌شود ها! یعنی در آن آهن سیاه که این بلاها را به سرش آوردید، صورت شما و حتّی تخم چشم و مژه‌ها دیده می‌شود.

  • رومی‌ها روی آن دیوار شروع کردند صیقل دادن و تا توانستند صیقل دادند. بعد از آن روز معیّنی که آمدند و پرده را برداشتند، دیدند تمام نقشه‌های آن طرف، اینجا عالی‌تر و جلوه‌اش هم بیشتر است! و اینها برنده شدند. اینها هیچ کاری نکرده بودند ‌ها! هیچ سختی‌ای نکشیده بودند ها! دیدند هر زحمتی آنها کشیدند، اینجا جلوه کرده است.1

  • صیقل دادن قلب یعنی اعتراف به عبودیّت و مسکنت

  • بندگان خدا می‌روند پیش خدا و می‌گویند: آخر ما چیزی نداریم، ما مسکنت داریم، ما عبودیّت داریم! تو از ما فلان عمل را خواستی و ما به اندازۀ کم‌و بیش استعدادمان یک کارهایی کردیم، امّا از ما این برنمی‌آید؛ امّا معترفیم تو آقا هستی و ما بنده، تو مولا هستی و ما عبد. این همان معنای اعتراف بر عبودیّت است، این معنا همان صیقل دادن قلب است. وقتی این‌طور شد، تمام عکس‌های آنجا می‌آید. خدا می‌گوید: حالا که این‌طور است، من هم هرچه دارم می‌دهم به تو، تو که در مقابل کبریائیّت ما نایستادی و در مقابل ما سپر نگرفتی، ما با آدم بی‌سپر که جنگ نمی‌کنیم و از او خراج و مالیات نمی‌گیریم، ما هم سپری نداریم! دلت را پاک کردی؛ تمام انوار ما، اسماء ما و صفات ما همه تجلّی می‌کند در دل خودت، دل خودت را تماشا کن! پس خدا أعظَمُ المُتَجَبِّرین است، امّا در مقابل چه؟ فی مَوضعِ الکبریاءِ و العَظَمة.

    1. مثنوی معنوی، دفتر اوّل:
      «ور مثالی خواهی از علم نهان ** قصّه ‌گو از رومیان و چینیان
      چینیان گفتند: ما نقّاش‌تر ** رومیان گفتند: ما را کرّ و فرّ
      گفت سلطان: امتحان خواهم در این ** کز شماها کیست در دعوا گزین؟
      اهل چین و روم چون حاضر شدند ** رومیان از بحث در مکث آمدند
      چینیان گفتند: یک خانه به ما ** خاص بسپارید و یک آنِ شما
      بود دو خانه مقابل، دربه‌در ** زان یکی چینی ستد، رومی دگر
      چینیان صد رنگ از شه خواستند ** پس خزینه باز کرد آن ارجمند
      هر صباحی از خزینه رنگ‌ها ** چینیان را راتبه بود از عطا
      رومیان گفتند: نی نقش و نه رنگ ** درخور آید کار را جز رفعِ زنگ
      در فرو بستند و صیقل می‌زدند ** همچو گردون ساده و صافی شدند
      از دو صد رنگی به بی‌رنگی رهی ا‌ست ** رنگ چون ابر است و بی‌رنگی مهی ‌است
      هرچه اندر ابر ضو بینی و تاب ** آن ز اختر دان و ماه و آفتاب
      چینیان چون از عمل فارغ شدند ** از پی شادی دهل‌ها می‌زدند
      شه در آمد دید آنجا نقش‌ها ** می‌ربود آن عقل را و فهم را
      بعد از آن آمد به سوی رومیان ** پرده را بالا کشیدند از میان
      عکس آن تصویر و آن کردارها ** زد برین صافی‌شده دیوارها
      هرچه آنجا دید اینجا بهْ نمود ** دیده را از دیده‌خانه می‌ربود»
/ 222