امکان وصول به أعلی درجۀ کمال برای جمیع افراد بشر
15آن دلی كه آشوب است نمیتواند حركت بكند، به جای صد مرتبه یونسیه، صد هزار مرتبه بگوید فایده ندارد، اینقدر بالا نمیرود چرا؟ آشوب است، هی دائما در حال فكر است، آنجا را چكار كنم؟ اینجا را چكار كنم؟ چطوری سر آن را كلاه بگذارم؟ چطوری این یكی را نمیدانم دور بزنم؟ هی نمیدانم چطور چطور چطور ... آنهم برای خدا!! همهاش كه برای خداست دیگر انشاللَه! آن را دور بزنیم برای خدا! به این یكی كلك بزنیم برای خدا! دروغ بگوییم برای خدا! همه را هم میاندازد گردن خدا، خدا هم میگوید باشه، عیب ندارد، بنداز، یك جایی یك راست تسویه میكنیم! یك جایی باهات یك راست تسویه میكنیم!
برای خدا! همهاش برای خدا!
اگر در دلهایتان اضطراب نبود ...، كی آدم احساس میكند در اضطراب نیست؟ وقتی كه مثل مرحوم علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه وقتی كه مینشیند همینطوری سر را میاندازد پایین یك ساعت هم با او صحبت نكنی حرف نمیزند، این میشود همان طمأنینه، همان سكونت، همان آرامش، ولی ما نشستهایم حرف هم نمیزنیم هان، ولی شرق و غرب و بالا و پایین و نمیدانم هر چه بخواهیم بگوییم زیر رو میكنیم بعد یكدفعه میبینیم یك ساعت گذشت.
آنهایی را كه در دل ما در این یك ساعت گذشته اگر قرار باشد كامپیوتری بیاید به صورت كاغذ در بیاورد یكدفعه میبیند یك مفاتیح به این قطر بعد از یك ساعت چاپ میشود. با اینكه حرف نزدیم ها!
اگر بشود، هنوز كه درست نشده، شاید بعدا یك دستگاهی درست شود كه هر چه میگذرد در نفس همه را بیاورد روی كاغذ و بیرون بیاورد. ببین چكار كردی؟ این داخل چكار كردی؟ چه برسر خودت آوردی؟
این فایدهای ندارد، آن وقتی كه انسان بنشیند، كسی نباشد، تنها بنشیند، آرام پنج دقیقه، ده دقیقه لازم هم نیست تمركز بكند، همین قدر كه احساس كرد ذهنش جایی نمیرود، این طرف و آن طرف نمیرود، فقط درخودش است، آن وقت كم كم كم كم مثل اینكه میخواهد یك خبرهایی در آنجا انجام بشود. لذا بزرگان دستور دادهاند كه برای سرعت در راه بسیار خوب است كه انسان در طول شبانه روز یك ربع در حال سكوت بدون اینكه فكر به چیزی بكند باشد.

