
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
تسریع در سلوک با اعتراف به خطای خویش و تبعیت از حق
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
5حالا، یا اینكه خدا میآید دست آدم را میگیرد توجه كنید و آدم میگوید اشتباه كردم، روایت این است، شعر این است، حكایت این است، قضیه این است و من اشتباه كردم.
این كه اعتراف میكند میرود یك قدم جلو، حالا تازه بعد از ده سال یك قدم رفت جلو، ده سال ایستاده بود، خیال میكرد درست است، ده سال ربات بود، حركت نداشت.
یا اینكه نعوذباللَه و خدای نكرده میآید برای آن اشتباهش توجیه درست میكند؛ اینجا واویلاست
میگوید: نه، من اشتباه نكردم، یا من این حرف را نزدم.
ا ا ا ا! تو نزدی؟! در چشم من نگاه كن! تو خودت به من نگفتی؟!
من این حرف را نزدم، من این كار را نكردم ...
چه اشكال دارد بگویی من اشتباه كردم؟ چه عیب دارد؟ بدبخت خب جلو میروی! یك قدم جلو میروی، یك قدم حركت میكنی. اینجاست كه ما میبینیم در روایت هست كه اگر بندگان من گناه نكنند، من بندگانی خلق میكنم كه گناه كنند و توبه كنند! این مال این است، حالا فهمیدید معنای این روایت را؟ كه چرا خدا میگوید این بندگان من كه گناه نمیكنند اینها فایدهای ندارد! توبهای كه میكنند فایده دارد.
آیا ممكن است انسان كار خوب انجام بدهد و توبه كند؟ نه، وقتی من كار خوب انجام میدهم، وقتی من نمازم را خواندهام سر وقت، قضا نشده، دیگر توبه ندارد.
ولی میرسیم به جایی كه از این كار هم توبه میكنیم. فعلا نه، الآن نه، الآن توبه برای گناه است. حالا برای رسیدن به آنجایی كه حضرت سجاد میگوید، كار دارد. فعلا برای همین بندگانی كه مثل خودمان هستند دیگر! رودربایستی نداریم كه، همه مثل هم هستیم. بخواهیم راجع به آن مقامات صحبت كنیم حالا كار دارد.
توجه میكنید؟ ممكن است یك شب شما نماز شب خوانده باشید، صبح بلند شوید: ای خدایا من دیشب نماز شب خواندم، چه كار اشتباهی كردم، چرا اینطور كردم، چرا اینطور شد ...
