
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
تسریع در سلوک با اعتراف به خطای خویش و تبعیت از حق
اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل
6نه! تازه كیف هم میكنید: به به!
حالا یك خرده بخواهیم موحد باشیم میگوییم: الحمدلله، خداوند توفیق عنایت فرمود در جایی كه همه سر به بالش گذاشتهاند و به خواب ناز ... (و همینطور) در یك همچنین وضعیتی خدا به ما توفیق داد كه ما بلند شدیم نماز شب خواندیم، سرمای زمستان را كنار گذاشتیم، خستگی را كنار گذاشتیم، بلند شدیم آمدیم خواندیم، به به چقدر خوب است ...
آیا شده كه فرض كنید كه یك وقتی به یك فقیری انفاق كنید بیاییم توبه كنیم؟ نه، كار خوب است دیگر، تازه شكرانه هم باید به جا بیاوریم، اتفاقا باید هم شكرانه به جا بیاوریم، باید هم شكرانه به جا بیاوریم كه خداوند ما را موفق كرده بر اینكه این عمل خیر را به جا بیاوریم. این جنبه ربوبیاش است. این كه ما را موفق كرده مهم است، كه ما این را انجام بدهیم. حالا كه اینطور شد، اگر یك وقت ما موفق نشدیم، میگوییم خدایا ما چه كردیم كه این توفیق نصیب ما نشده است؟
حالا این خوب است! «ما چه كردیم؟ چرا نظرت را برگرداندی؟ چرا ما را موفق نكردی؟ چرا باید اینطور شود كه به یك همچنین عملی، به یك همچنین مسئلهای ما توفیق پیدا نكنیم؟»
لذا مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند: نمیدانم در مجلس عمومی بود یا خاص بود، این را منتردید دارم در بعضی اوقات اساتید راه شاگردانشان را در یك موقعیتی قرار میدهند كه شخص خودش اشتباه میكند! و بعد همان را توفیق پیدا میكند. چون باید از یك مرتبه عبور كند، از یك پل باید عبور كند، این پل بدون اشتباه كردن طی نخواهد شد. این اشتباه را كه میكند با خود میگوید: عجب! من اشتباه كردم! پس من هم مثل بقیه هستم! پس من گل سرسبد نیستم، پس من تاجٌ علی رئوس الأنام نیستم! پس من خاكم با بقیه فرق نمیكند! پس من حالم با بقیه تفاوت نمیكند! پس من علمم در اینجا نتوانست كاری بكند. پس من موقعیتم نتوانست من را از بقیه ممتاز و مجزا كند، من هم مثل بقیه هستم.
