اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

0
عنوان بصری
عنوان بصری

تسریع در سلوک با اعتراف به خطای خویش و تبعیت از حق

اعتراف به خطا و اشتباه و تاثیر آن در رشد و تکامل

8
  • آن موقع ایشان این را پخش كرده بودند. مرحوم آقا می‌فرمودند ما وقتی كه آن اعلان را پخش كردیم، خیلی هم مسجد شب عجیبی بود و زمستان بود و خیلی عجیب بود، خیلی حالا عید غدیر بود، نیمه شعبان بود، بله و منبری هم یك منبری معروفی بود، یك سیدی بود معروف، كه بعد از سازمان امنیت به ایشان گفتند كه ایشان را نباید دعوت كنید، التزام گرفتند كه نباید دعوت كنید.

  • ایشان فرمودند وقتی كه همه رفتند، آن مداحی كه آنجا شعر می‌خواند، موقع رفتن یك كاغذ تاكرده‌ای به من داد و رفت. من هم آن را گذاشتم در جیبم و توجهی نكردم، باخود گفتم می‌روم منزل بعدا نگاه كنم ببینم‌چه گفته.

  • گفتند آمدم منزل و اصلا فراموش كردم. بعد یك مرتبه یادم افتاد كه این كاغذ را ببینم این چه بود به من داد؟ آمدم نگاه كردم دیدم یك آیه قرآن نوشته، یك آیه قرآن، در كاغذ. فكر كردم این چیست؟ این آیه را برای چه نوشته؟ یكدفعه یادم آمد این همان آیه‌ای است كه ما در اعلان امشب این آیه را نوشته‌ایم و داده‌ایم دست افراد و همه جا پخش كرده‌ایم. حالا این را چرا نوشته؟ برای چه؟ آمدم آن اعلان كه در طاقچه بود را نگاه كردم دیدم ا! این كه این نوشته، با آن متن كه در آنجاست تفاوت می‌كند! گفتم من كه درست نوشته‌ام در اینجا، خب پس چرا این فرق می‌كند؟ گفتم حتما این اشتباه كرده!

  • رفتم قرآن آوردم، دیدم من اشتباه كرده‌ام! این مداح، آمده اشتباه مرا كه در آن اعلان كه همه جا هم پخش شده، در همه جای طهران! بیان كرده. چون ایشان این اعلان‌ها را كه چاپ می‌كردند، به همه مساجد می‌فرستادند، مساجد بازار، مساجد بالای شهر، مساجد پایین شهر، و آن زمان مردم می‌گفتند" اعلان‌های مسجد قائم" آن زمان" اعلان‌های مسجد قائم"،" اعلان‌های مسجد قائم" خیلی معروف بود، مرحوم آقا هم انشاء خیلی سنگین، لطیف و جاذبی داشتند، انشاء ایشان خیلی انشاء جاذبی بود.