
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
19به یك قضیه پیدا میكند در حالتی كه قبلا نبوده، قبلا این تمایل نبوده؟ چه قضیهای اتفاق افتاده؟ چه حادثهای به وقوع پیوسته كه این كه قبلا شما نسبت به او تنفر داشتید الآن تمایل دارید؟ یا این كه به او قبلا تمایل دارید الآن از او تنفر دارید؟ در اینجا چه واقعهای به وقوع پیوسته؟ این از آن چیزهایی است كه خیلی باید به آن دقت كرد و روی آن تأمّل كرد. آدم نگاه میكند میبیند كه هیچ دلیلی هم پیدا نمیكند. آخر اگر به قیافه است؟ چه عرض كنم! به سواد است؟ خدا انشاءاللَه همه را عرض كنم حضورتان كه عنایت كند! نمیدانم ... هرچه ... حالا من چه میدانم! به هرچه نگاه میكنی [طرف وجهی ندارد] ولی میبینی دل دارد به اینطرف میرود. این چه قضیهای اتفاق افتاده؟!
اینجا خطر است! خطر اینجاست كه انسان یكدفعه نگاه میكند میبیند دارد هِی برای این محسّنات میشمارد: این است، این است، این است ...
خب بابا! اشخاص دیگر هم هستند، اینها هم هستند.
نه، نه، این بد است، این فلان است، این فلان میكند، این كار را میكند ...
حالا همین شخص میآید هزار درجه بدتر از بقیه، و حالا كه گیر كرده شروع میكند به توجیه و رفو كردن و این هم كه از اول نفسش شده كارخانه رفو، شده كارخانه ماستمالی، شده كارخانه توجیه و غیر از رفو صادرات دیگری ندارد، ماشاءاللَه! مگر كارخانه موادش چیست؟ موادی كه میآید در یك كارخانه كائوچو و مس و سیم و فلان است، از آن طرف فرض كنید یك ماشین میآید بیرون دیگر. این هم از این طرف كلك و دروغ و حقهبازی و بالا كشیدن و دزدی و ... اینهم مواد این كارخانه است. خب نتیجهاش چه میشود؟ نتیجهاش معلوم است كه چه خواهد شد. شروع میكند همه هِی رفو كردن: این بود، آن بود، ما نبودیم، این چه بود، نه خیر، صلاح آن موقع بود، صلاح این موقع است، آن موقع اقتضاء، این موقع ...
