
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
5بر این اساس «حتما درست است» جانش را میگذارد؛ جان یك چیزی نیست كه عوض داشته باشد. جان فرزند را میگذارد، مسائل دیگر در اینجا مطرح است. بر اساس چه؟ فلان آقا آنجا بالای منبر این را گفت، فلان آقا در تلویزیون یك همچنین حرفی زد، فلان آقا در فلانجا این را گفت ...
یعنی به این راحتی؟ قضیه به این راحتی؟ یعنی اینقدر مسئله شل است؟ اینقدر مطلب راحت و به سهولت است؟
این كه هِی میگویم وقتی كه میخواهی یك قدم بگذاری مواظب باش با یقین آن قدم را بگذاری برای همین است كه یكدفعه بعد از پانزده سال نگویی: عجب! این كاری كه ما تا حالا میكردیم بر اساس گفته یك نفر بود و آن یك نفر هم در این قضیه اشتباه كرده!
هیچ! پانزده سال رفت هوا! رفت هوا! خب برو ببین!
به همین جهت است كه بزرگان، مبنای پذیرش كلام اعتقادی را بر اساس خبر واحد قرار ندادهاند. خبر، خبر واحد نباید نباشد، بلكه خبر باید متواتر باشد، این چه میگوید؟ آن چه میگوید؟ این اینطور میگوید، آن اینطور میگوید؛ دوباره از او سؤال كنم ببینم حرفش فرق كرد یا فرق نكرد.
در یك قضیه كه قبلا اتفاق افتاده بود بنده هم خدمت رفقا گفتم ما بر اساس مطلب و اعتمادی كه به یك نفر داشتیم آمدیم یك حرفی را زدیم. بعد كه رفتم تحقیق كردم بنده خودم از شخص او، وقتی رفتم دیدم مسئله اینطور نبوده؛ توجه میكنید؟ دیدم عجب! خب وقتی كه قضیه به این كیفیت هست، چرا شما در نقل این مطلب تعبیر دیگری میآورید؟ یك تعبیر عوض بشود از زمین تا آسمان میبینید مطلب عوض شد؛ یك تعبیر! یك اصطلاح! یك كلمه! یك حرف! توجه میكنید؟ خب حالا انسان بیاید و بر یك اساسی یك مسئلهای را به آن بخواهد توجه كند، بعدا معلوم بشود كه مسئله به این كیفیت نبوده: خسرالدنیا و الآخرة.
چون مطلب را متقن نگرفته، به نحو اتقان مطلب را درنیافته، آن دقتی كه باید داشته باشد، آن دقت را نكرده؛ خب دیگر كاری برنمیآید از دستش، وقت گذشته، عمر گذشته و آن مقدارِ پانزده سال، هفده سال، بیست سال، ده سالی كه از عمر او رفته است، آن مقدار دیگر مابهإزایی ندارد. بله، بعدا بخواهد سعی كند، تلاش كند، برگردد، آن حساب خودش را دارد؛ این ده سال دیگر مابهازا ندارد، عوض ندارد كه بخواهد انسان بیاید جایگزین كند. درست؟
