
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
8بالاخره این دنیا و آن دنیا حساب و كتاب دارد؛ بیمایه به كسی چیزی نمیدهند. این حساب و كتابی كه در این دنیا هست و در آن دنیا هست، بر اساس قاعده منطق است: هرچیزی جای خودش را دارد. وقتی كه یك قدم من جلو نرفتهام، خودم نرفتهام. این موضوع را بنده كاملًا در زمان حیات مرحوم والد رضواناللَهعلیه احساس میكردم، كه وقتی كه صحبت میكردند با افراد، افراد خیال میكردند كه حالا كه میروند اطاعت میكنند یك منّتی هم باید سر آقا بگذارند! اصلا كاملا معلوم بود!
میگفتند: آقا شما برو این كار را انجام بده.
طرف میرفت انجام میداد، بعد هم خوشحال بود كه بله، ما رفتیم و ...
این دستور برای خودت بود، این به آقا چه مربوط است؟ او فقط یك راهنمایی كرد. آن پزشكی كه میآید نسخه میدهد هیچوقت شده مریض بلند شود بیاید نسخه پزشك را بردارد بدهد داروخانه و دوا را بگیرد بخورد و بعد برود در بزند و بگوید: آقا سلام علیكم! من نسخه شما را خوردم ها! یادتان باشد ...
خوردی كه خوردی! خودت خوب میشوی! اگر هم نخوری میمیری! چرا آمدی سراغ من؟ همان یكدفعه ویزیت دادی بس است دیگر، برای چه میخواهی دوباره بیایی ویزیت ... برو به نسخه عمل كن.
من مشاهده میكردم وقتی كه ایشان نسبت به خیلی از افراد میگفتند كه آقا این كار را بكنید، آن كار را بكنید، طرف یك حالت شعفی در او پیدا میشد و ... حالا آقا به او دستور دادهاند، آقا به او یك مطلبی گفتهاند، آقا به او یك قضیهای گفتهاند و حالا این دارد میرود انجام میدهد و بعد هم میخواهد بیاید گزارش بدهد كه ما اینطوری انجام دادیم، آنطوری انجام دادیم و در نفسش فلان شد ...
در حالی كه همه این حرفها هیچ حساب ندارد. او كه دارد میگوید برو این كار را بكن، یعنی برو این دوایت را بخور، برو این آنتیبیوتیكات را بخور، برو این شربتت را بخور، برو این آب را بخور، برو این غذا را بخور، برو این مسئلهای كه الآن برای تو لازم است و واجب است، برو الآن این را انجام بده، این را الآن میآید میگوید، منتها طرف یك همچنین برداشتی میكند، این هم یك لبخندی میزند و به روی مبارك خودش هم نمیآورد و میگوید: خب بسیار خوب، خوب كاری كردی به اصطلاح رفتی و ...
