
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
حقیقت مراقبه از منظر اولیای الهی و تذکراتی بمناسبت آستانه حلول ماه مبارک ذوالحجة الحرام
نحوۀ تداوم مراقبه در زندگی انسان
9بله؟! این حالت نتیجهاش چیست؟ نتیجهاش این است كه هرچه انسان بماند، یك حسابی در نظرش است، یك قضیهای كه دارد در ازای یك مطلبی دیگر دارد این را انجام میدهد، دارد در ازای یك مسئله دیگر دارد انجام میدهد، دارد در ازای یك عوضی دارد این معوَّض را انجام میدهد؛ این نفس را جلو نمیبرد، سالك را جلو نمیبرد.
ارتباط مرحوم آقا با استادشان مرحوم حضرت حدّاد رضواناللَهعلیه اینطور بود كه ایشان منتظر بودند ببینند چه از دهان او درمیآید روی هوا بزنند! نه اینكه او بگیرد بنشیند كه تا مثلا بگویند آقای آسیدمحمدحسین فرض كنید كه شما برو این را انجام بده، آقای آسیدمحمدحسین برو آن كار را بكن ... به طور كلی دیدگاه ایشان ... اینها اسرار است ها! این مطالبی كه امشب دارم میگویم خدمتتان، مسائلی است كه خیلی مسائل كلیدی است و خیلی باید انسان مواظب باشد، مخصوصاً اینكه همانطوری كه خدمتتان عرض كردم در آستانه حلول ماه ذوالحجه و خلاصه ورود واردات توحیدیه هستیم.
ایشان اصلا از اوّل خلاف یك همچنین برداشتی در ذهن داشتند؛ نه تنها نسبت به ایشان بلكه از آن سابق، از آن زمانی كه ... چون از كیفیت مطالب پیداست، از كیفیت عبارات، كیفیت مسائل پیداست، بله از وقتی كه در خدمت مرحوم علامه طباطبایی بودند و بعد هم به نجف رفتند و كذا و كذا همینطوری ادامه پیداكرد، در تمام این موارد، این نكته برای ایشان بود. لذا وقتی كه به آن استاد واقعی رسیدند و به فرمایش خودشان وقتی كه من به حضرت حدّاد رسیدم، به همهچیز رسیدم. بارها بنده این عبارت را از ایشان میشنیدم، بارها میشنیدم و ایشان برای من همهچیز بود.
وقتی كه رسیدند مثل یك فرد واله و تشنه بودند كه به دنبال مطلب و به دنبال حقیقت است.
در وقتی كه ایشان رفتند به ملاقات مرحوم حدّاد، در زمانی بود كه ایشان در خدمت و اطاعت سلوكی مرحوم آقای انصاری قرار داشتند و آقای انصاری نگفته بودند برو پیش آقای حدّاد؛ توجه میكنید؟ نگفته بودند! اما ایشان چه برداشتی داشت؟ چه وضعیتی داشت؟ چه حالی داشت؟ كه وقتی رفت پیش استادشان، رفتند پیش آقای حدّاد برای اولین بار بود دیگر دیدند كه هان! آن كسی كه دنبالش میگشتند این است! این است!
