هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
11شهرستانی آمده بودم مشهد تشرف پیدا كرده بودم، اولین بار بود كه خدمت مرحوم آقا میرسیدم و میخواستم خدمت ایشان برسم و خلاصه برنامههایمان را دیگر شروع كنیم. ایشان میگفتند كه: من وقتی كه آمدم خدمت ایشان گفتم كه آقا من میخواهم با شما بیعت كنم بر اینكه هر چی شما گفتید بپذیرم و انجام بدهم و هر چه نهی كردید من انجام ندهم، من به این شرط آمدم در این جا و در حضور شما، مطیع محض باشم.
بعد گفتند كه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه گفتند كه: من واسطه هستم، و وسیله هستم، استاد من حضرت آقای حداد، ایشان اصل است و من فقط یك واسطه هستم و صفرم، شما اگر بیعت با من میكنید بیعت با ایشان میكنید نه با من، من در اینجا واسطه هستم! توجه كردید؟!
افرادی كه صدای من را میشنوند گوششان را باز كنند، تا یك مقداری نسبت به مطالب بیشتر بیندیشند و هر حرفی را به هر كیفیتی نزنند، سخنی كه از دهان انسان و از قلم انسان بیرون میآید، مسئولیتش بر عهده انسان است و عواقبش دامن انسان را میگیرد. توجه كردید؟!
خُب حالا ما میگوییم آقای حداد چرا یك همچنین حرفی زده؟ چه اشكالی دارد؟ آقای حداد در آن حالتی كه تجرّد دارد، در آن حالتی كه خلع دارد، در آن حالتی كه ایشان در روح مجرد نوشتند، در زمان مرحوم قاضی اینها را دارد، چه اشكالی دارد اشتباه هم بكند، ایراد ندارد، ما كه معصوم نیستیم! بله وقتی كه به آن مقام جمع رسید و از نفس به طور كلی تعریه و تخلیه شد و حقیقت او متحقق به حقیقت نوریه مبدأیه و ربوبی شد، دیگر در آنجا یك همچنین مسائلی راه ندارد، قضیه در آنجا متفاوت است و فرق میكند. توجه میكنید؟!
نسبت به مرحوم آقا هم مسأله همین طور است، وقتی كه ما میخواهیم از یك ولی خدا تعریف كنیم، مبانی ولی خدا را وقتی كه میخواهیم برای مردم توضیح بدهیم، ولی خدای در چه سنی را؟ ولی خدایی كه متحقق به این مسئله شده یا نه، به صرف اینكه در شناسنامهاش نوشته شده كه سید محمد حسین، پس بنابراین تمام است، هر چه گفت [درست است؟] این نیست، این غلط است، این صحیح نیست. اگر این طور باشد به طور كلی اصل مكتب میرود زیر سوال، خُب این چه مكتبی است؟ قائل به ترور است؟ خُب ترور ترور است، در حالی كه خود شخص تا آخر عمر معتقد به حرمت ترور بود و در مجالس مختلف این مسئله را بیان میكرد و واقعیت مسئله هم همین است، واقعیت قضیه هم همین است، در مبانی تشریع و اسلام این مسئله نیست. توجه كردید؟!

