هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
5بنده میشنوم كه بعضیها وقتی كه یك همچنین مطالبی را نقل میكنند دچار این اشتباه شدند و گفتند كه: دیدیم ما در فلان جا مثلا یكی از بزرگان دو سه نوع غذا بود از آن غذاهای دیگر نخورد و از این غذا خورد، پس حتماً یك ایراد و اشكالی در آن هست! یا اینكه در یك برهه از زمان .... این [فكر] غلط است، این صحیح نیست. ممكن است حال او اقتضای یك همچنین مسئلهای را كرده، و این ارتباطی به دیگری ندارد، خُب دیگری میتواند این را انجام بدهد.
در اینجا الان این قضیه به نظرم آمد كه راجع به یك مطلبی كه مطرح شده یك تذكری بدهم، مسئلهای مطرح شده بر اینكه مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در مسائلی كه در همان سنه ٤٢ و امثال ذلك، راجع به آن كارها و مسائل سیاسی كه آن موقع انجام میدادند همراه با مرحوم آیت اللَه خمینی؛ آنجا تصمیم به از بین بردن و ترور شاه گرفته شده بود! بنده در اینجا عرض میكنم: این تصمیم از طرف مرحوم آقا نبوده، از طرف دیگران بوده، كه از جمله آنها: مرحوم آیت اللَه میلانی بودند. ولی خود مرحوم آقا شخصاً معتقد به این قضیه نبودند! و این قضیه در همان موقع فاش میشود و دستگاه آن افرادی كه متصدّی این مسئله بودند را میگیرد و به طور كلّی مطلب منتفی میشود.
صحبت بنده این است كه: خود مرحوم آقا رضوان اللَه علیه بارها و بارها در جلسات خودشان ترور را حرام میشمردند، و میفرمودند كه: الإسلامُ قَيَّدَ الفَتك، فتك یعنی ترور. و معتقد به این مطلب نبودند. و اگر قرار بود كه ترور ایرادی نداشته باشد حضرت مسلم بن عقیل نسبت به از بین بردن و قتل ابن زیاد اقدام میكرد، در حالی كه ایشان مشخص بود وضعیتش، حالش، كاملًا مُبَرهَن بود و أظهرُ مِنَ الشمس بود كه مطلب به چه صورتی است و هیچ شك و شبههای در این نبود كه اگر ابن زیاد لَعَنَهُ اللَه از بین میرفت، خُب جریان عاشورا منتفی میشد و مسأله صورت دیگری پیدا میكرد. ولی حضرت مسلم بن عقیل از آنجایی كه متصّل به نور ولایت بود و نماینده امام معصوم علیه السلام بود و قلبش متصّل به قلب امام بود، اعمال او، و رفتار او، و افكار او در تحت تسلّط و سیطره ولائی امام معصوم علیه السلام قرار داشت؛ لذا او نمیتوانست دست به كاری بزند كه این كار برخلاف دستور و مسیر شخصی است كه او از او نمایندگی میكند و مندوب اوست.

