هدف از تنظیم و کیفیت تغذیه در سیروسلوک
7ملاحظه كنید میبینیم كه مرحوم آقا با بزرگان در آن سالی كه این انقلاب را انجام دادند، سنّشان شاید حدود سی و چند سال بوده. خُب بر فرض كه ایشان هم در این تصمیم اگر هم مستقیم رضایت نداشتند مخالفت هم نمی كردند ما فرض را بر این میگذاریم یا اینكه اصلًا فرض را بر این میگذاریم كه اصلًا ایشان موافق هم بودند، خُب آیا اگر ایشان در سن ٧١ سالگی یا ٧٠ سالگی این قضیه اتفاق میافتاد باز یك همچنین تصمیمی میگرفتند؟! ببینید چه اشتباه بزرگی در اینجا به وقوع پیوسته! چطور كسی كه بارها در جلسات خودش ترور را محكوم میكند و مخالف با دستور اسلام قلمداد میكند، و میگوید: الإسلامُ قَيَّدَ الفَتك، چگونه ممكن است با یك همچنین مسألهای موافقت داشته باشد؟ مرحوم آقا در سن ٣٥ سالگی كه ولی خدا نبودند! مرحوم آقا در سن ٢٠ سالگی كه ولی خدا نبودند، مرحوم آقا در سن ١٠ سالگی كه ولی خدا نبودند! چه موقع ولی خدا شدند؟ چه موقع نسبت به مراتب أسماء و صفات إشراف كلی و ربطی پیدا كردند؟ آن زمانی كه ما از مرحوم حداد كه استاد ایشان بود نسبت به ایشان مطالبی میشنیدیم و در آن موقع سن ایشان متجاوز از پنجاه بود، توجه میكنید؟! و برای ما كه همراه با ایشان بودیم و مصاحِب با ایشان بودیم، كاملًا مشخص بود كه سخنان چگونه پختهتر، با تجربهتر و عمیقتر و سنجیدهتر و دلنشینتر و مناسبتر در جای خودش قرار میگیرد!
آن وقت ما بیاییم به عنوان یك ایده، به عنوان یك مبنا، به عنوان یك نمود، نمودار، از یك ولی خدا تعبیر بیاوریم بر اینكه: ایشان در آن ترور شاه نظر موافق داشته و دخیل بوده است؛ این درست است؟! این درست نیست! چرا؟ عرض كردم: چون بر فرض صحت، ما باید از مبانی یك ولی خدا در ظرف تحقق ولایت باید سخن بگوییم، وگرنه، خُب بله ایشان در ده سالگی هم خیلی كارها میكردند، حالا در ده سالگی ولی خدا فرض كنید كه كارهایش همه درست است؟! ده سالگی، ده سالگی است!

