
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
توضیحات:
فقره : فَقَالَ: أَمَّا اللَوَاتِي فِي الرِّيَاضَةِ: فَإيَّاكَ أَنْ تَأْكُلَ مَا لاَ تَشْتَهِيهِ، فَإنَّهُ يُورِثُ الْحَمَاقَةَ وَ الْبَلَهَ؛ وَ لاَ تَأْكُلْ إلاَّ عِنْدَ الْجُوعِ؛ وَ إذَا أَكَلْتَ فَكُلْ حَلاَلاً وَ سَمِّ اللَهَ وَ اذْكُرْ حَدِيثَ الرَّسُولِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ: مَا مَلاَ ءَادَمِيٌّ وِعَآءًا شَرًّا مِنْ بَطْنِهِ؛ فَإنْ كَانَ وَ لاَبُدَّ فَثُلْثٌ لِطَعَامِهِ وَ ثُلْثٌ لِشَرَابِهِ وَ ثُلْثٌ لِنَفَسِهِ
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
14من به تو میگویم اگر شش دور هم در طواف چرخیدی طوری نیست، این را بنده میگویم كسی دیگر چیز دیگر میگوید بفرماید، برو گوش بده، گوش بده، اصراری نیست، هیچ اصراری نیست. برو به همان توجه كن. برو به همان عمل كن. [وسواس] در دین میآید تاثیر میگذارد، در حج آنطور میگوید.
او میگوید نماز را در اوایل وقت وقتی كه قرص خورشید استتار پیدا كرد میتوانی نماز مغرب را بخوانی، او میگوید نه آقا یك ربع تا بیست دقیقه صبر كنید و نمیدانم حمره، قرمزی، از كجا بیاید و نمیدانم به كجا برسد. توجه میكنید؟!
مرحوم قاضی یك فرد عادی نبود، وقتی كه در مجالس نجف وارد میشد تمام علماء همه سكوت میكردند ابَهت و جلال ایشان آنچنان فضا را در سیطره خودش و هیمنه خودش قرار می داد كه نَفَس از كسی در نمیآمد، یك فرد عادی نبود، در بین شاگردان مرحوم قاضی افرادی بودند كه در عین ارتباط با مرحوم قاضی از شخص دیگر تقلید می كردند. شما یك مرحوم قاضی میگویید و یك شاگردانی حالا مثلًا چه شده، اینها وقتی كه موقع نماز مغرب شد، میگفتند كه آقا یك قدری صبر كنید چون از ما از سید ابوالحسن اصفهانی تقلید میكنیم، آقا صبر كنید یك ربعی هم كه ما هم بتوانیم از محضرتان بهرهمند بشویم و استفاده كنیم، ما هم بهرهمند بشویم!!
ماشاءاللَه به این شعور، ماشاءاللَه به این ادراك، واقعاً این زیرخاكیها از كجا درآمده بودند، بندگان خدا آنها صبر میكردند و حرفی نمیزدند و میخندیدند، میگفت چَشم. بیچاره آقای قاضی یك ربع، بیست دقیقه، همین طور در سجاده مینشست تا اینكه آقایان فیض ببرند، موقع نماز چیز بشود، فیض ببرند. توجه میكنید؟!!
یكی از اشكالات بزرگ كه مرحوم پدر ما در آن زمان در یكی از مجالس كه با علامه طباطبایی رضوان اللَه علیه مطرح میكردند این قضیه بود، ایشان میگفتند چطور میشود یك نفر بیاید و آخرت خودش را به دست یك شخصی بسپرد معنا این است دیگر و در عین حال بلند شود بیاید برایش تكلیف روشن كند. آقا صبر كن مثلًا فرض بكنید كه اینجوری بشود، اینها چطوری با هم جور درمیآید؟ و آن هم تضمین كرده كه بسیار خب بنده میپذیرم دین تو را میپذیرم، سعادت تو را میپذیرم و تضمین میكنم و بهت گارانتی میدهم غیر از این؟ بالاتر از این؟ روز قیامت بیا جلوی من را بگیر اگر خلاف كردی بیا بگیر، خودم دارم میگویم، خودم دارم میگویم بیا بگیر، توجه میكنید؟ ولی در عین حال با تمام اینها باز در دلش چیست؟ شك است، این مال همان وسواس است، نمیتواند پایش را محكم كند، این پیش مرحوم قاضی باشد همین است، بهمرحوم حداد هم برسد همین است، به مرحوم آقا هم برسد همین است. فقط آن موقع مویش سیاه بود یا اصلًا مو داشت یا نداشت بعداً كم كم موهایش سفید شد و فلان و این حرفها، حالا تمام موها سفید ولی فهم همان، دست نخورده، آكبند. به به! هیچ دست نخورده، ریش سفید شده، قد خمیده شده، توان رفته، عصا به دست میگیرد، مغز همان است، فهم همان است، لذا الآن بیایید او را یك كنكاش كنید تحقیق كنید در افكارش، همان است، همان است.
