
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
میزان اهتمام افراد پیرامون مسائل کلی و جزئی در سیر إلی اللَه
11دادند، این عمامه را، این از آقاست.
چند نفری بودند خلاصه وقتی این حرف را به من زدند البته اینجا جایش نیست بنده یك پاسخی دادم، گفتم اگر قرار است این عمامه كه انتصاب به آقا داشته باشد باعث شرف بشود آنوقت پس بنابراین دیگر روی خیلی چیزها میشود حساب كرد! حالا بماند.
خب توجه كردید؟ در حالی كه الآن من خودم میبینم كه هستم، چی هستم، چقدر نزدیكم، چقدر دورم، چقدر گیر دارم، خودم بهتر [می دانم]، نیازی ندارم به اینكه بردارم با نشان دادن عمامه پدرمان بله خب چیزهایی هست پیراهن و شلوار پدرمان و اینها كه مثلًا ما این را داریم، ما این را اینجا داریم، اینهایی كه تو داری چقدرش به دردت میخورد، چقدر از اینها را در قبرت میگذارند، كه اگر در قبر هم بگذارند برایت فایدهای ندارد، نتیجهای برایت ندارد.
ملائكه كه نمیآیند نگاه به لباس كنند، ملائكه میآیند نگاه به عقلت میكنند، نگاه به دینت میكنند، نگاه به فهمت میكنند، نگاه به عملت میكنند، به آنها نگاه می كنند، مگر سر ملائكه نكیر و منكر را میتوانی گول بزنی؟ میگوید نگاه كنید لباس ولی خدا را من كفن كردم، لباس ولی خدا به تو چه مربوط است. كفن كردی؟ خب آن تن اون، چه ربطی به تو دارد، بیخود كردی كفن كردی!. من عبای ولی خدا الآن زیر سرم است، گذاشتم زیر سرم، روی این خوابیدم، میگویند عبای ولی خدا بوده تو را چه صَنَم؟ به تو چه كه حالا این عبای ولی خداست. توجه میكنید؟
خیلی مطالب دقیق است، نكات اساسی راه در این مطالب نهفته است، كه چطور انسان از فرصتی كه خدا به او داده در یك برهه زمان از آن فرصت استفاده نكند و به جای او بیاید به آن مطالب و مسائلی بپردازد كه بهره او از اینها كم باشد، كم باشد! به اضافه چیزهایی كه ما در این مدت اینقدر دیدیم، افرادی كه به بزرگان نزدیك بودند، بنده سراغ دارم كسی را كه حتی لباسهای استادش را میگرفت و میپوشید، همین شخص همان كسی است كه مرحوم آقا فرمودند در اواخر عمر مورد طرد استادش واقع شد و رفت در جهنم، رفت كه رفت! خب دیگر از این بالاتر؟ این همان است.
